واقعیتی زير پوست جامعه
عليرضا رحيمينژاد
خشونت را ميتوان به سه شكل خشونتهاي عاطفي، گفتاري و فيزيكي تقسيمبندي كرد و براي يافتن پاسخ اين سوال كه آيا خشونت در جامعه رو به گسترش است يا خير، اين سه بعد را مورد بررسي قرار داد. خشونتهاي عاطفي به دليل اينكه بيشتر در چارچوب خانوادهها رخ ميدهد و نمود عيني كمتري دارد، كمتر نيز مورد توجه قرار ميگيرد، حال آنكه با مرور آمار ارايه شده درخصوص ميزان طلاق در جامعه ميتوان فهميد اين نوع خشونت در چه وضعيتي قرار دارد، بنا بر آماري كه چندي پيش سازمان ثبت احوال منتشر كرد، طلاق در پنج سال گذشته 37درصد رشد يافته است همچنين بنا بر آماري ديگر از هر چهار ازدواج يك مورد به جدايي ختم ميشود و البته اين فقط در مورد طلاقهايي است كه به صورت رسمي ثبت ميشود و زوجهايي نيز هستند كه بدون مراجعه به محكمه جدا از يكديگر زندگي ميكنند يا حتي با وجود زندگي زير يك سقف دچار طلاق عاطفي شدهاند. ضمن اينكه بنا بر عقيده بسياري از كارشناسان، كودكان زيادي هستند كه از سوي والدين خود در معرض انواع خشونتهاي عاطفي قرار دارند. خشونتهاي عاطفي علاوه بر تهديد بنيانهاي خانوادگي از اين جهت حايز اهميت است كه پيشزمينهاي براي شقوق ديگر خشونت محسوب ميشود. بيشك افرادي كه به رفتارهاي پرخاشگرايانه گرايش دارند پيش از آنكه خشونت را به فعل تبديل كنند در ذهن خود بارها و بارها به اين موضوع انديشيده و آن را ابتدا به صورت بيتوجهي، غفلت، در تنگنا
قرار دادن اطرافيان و... تجربه كردهاند.
سالها قبل يك روانشناس آمريكايي براي اثبات اين فرضيه كه خشونت قبل از تبديل شدن به رفتار در افكار انسانها جان ميگيرد، تستي را طراحي كرد. در اين تست، داستاني به اين مضمون براي افراد مختلف تعريف شد: «يك زن در مراسم ختم مادر خود، مردي را ميبيند كه قبلا او را نميشناخت. او با خود انديشيد كه اين مرد بسيار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رويايي من است و در همان جا عاشق او ميشود. اما هيچگاه از او تقاضاي شماره نميكند و ديگر آن مرد را نميبيند. چند روز بعد او خواهر خود را ميكشد.» از پاسخدهندگان درباره علت اين كار زن سوال پرسيده شد و افراد جوابهاي متفاوتي دادند اما نكته جالب اينجا بود كه تمامي قاتلان سريالي كه در طول سالها در برابر اين سوال قرار گرفتند، پاسخي صحيح دادند و هدف زن را حضور دوباره مرد مورد علاقهاش در مراسم ختم و امكان ديدار مجدد آنها اعلام كردند. اين موضوع نشان از آن دارد كه قاتلان سريالي براي پرسشهايي كه با آن مواجه ميشوند هميشه به راههاي خشونتآميز ميانديشند.
براي سنجش ميزان خشونتهاي كلامي نيز راه مشخصي وجود ندارد و نميتوان درخصوص آن آمار دقيق و روشني ارايه داد، اما اگر شروع درگيريها و نزاعها را خشونتهاي گفتاري بدانيم به اين نتيجه ميرسيم كه اين نوع خشونت شیوع يافته است.
مطابق آماري كه چندي قبل سازمان پزشكيقانوني كشور ارايه داد در 10سال گذشته بيش از پنج ميليون و 800هزار پرونده نزاع در پزشكيقانوني مورد رسيدگي قرار گرفت. در بين اين سالها، سال گذشته (1389) بالاترين آمار را داراست. متوسط مراجعات پروندههاي نزاع به سازمان پزشكيقانوني در 10سال گذشته، بيش از 582هزار مراجعه در سال بود. با توجه به سرشماري ملي سال 1385 كه در آن جمعيت كشور 70 ميليون و 472هزار و 846 نفر اعلام شد و آمار متوسط 582هزار مراجعه نزاع در سال به پزشكيقانوني، از هرهزار نفر ايراني، هر ساله هشتنفر به دليل نزاع به پزشكيقانوني مراجعه ميكنند. اين در حالي است كه بخش عمده نزاعها بدون مراجعه به مراجع ذيصلاح قانوني با مصالحه خاتمه ميشود و برخي خشونتهاي گفتاري اصولا به درگيري فيزيكي نميانجامد.
درخصوص خشونتهاي رفتاري نيز اگرچه دستگاه قضايي آمار دقيقي از ميزان پروندهها ارايه نميدهد، با مرور اخبار رسانهها اين موضوع به خوبي مشهود است كه آمار پروندههايي كه به محاكم كيفري استانها ارجاع ميشود و موضوعات آن قتل، تجاوز به عنف و موارد مربوط به قصاص عضو است، افزايش داشته است. در نمونهاي ديگر سازمان پزشكيقانوني در سال 83 ميزان جرايم اسيدپاشي در ايران را سالانه حدود سه مورد ذكر كرده بود، در حالي كه فقط از ابتداي سالجاري تاكنون اخبار مربوط به وقوع هفت مورد اسيدپاشي به دست روزنامهها رسيده است.
در چنين شرايطي برخي صاحبنظران با اين عقيده كه گرايش به خشونت در جامعه افزايش يافته است، مخالفت كردند و در مقام استدلال به عنوان مثال به تجمعاتي اشاره ميكنند كه بدون هيچگونه رفتار خارج از چارچوب و به صورت كاملا مدني برگزار ميشود. برخي جوامع كه «ديونوسوسي» خوانده ميشوند، جوامع خشونتگرا هستند كه در آنها خشونت نه امري قبيح بلكه يك ارزش شناخته ميشود. سرخپوستان قبايل «كواكيوتل» يا «دوبو» از اين جمله هستند در مقابل برخي جوامع نيز به اصطلاح «آپولونين» لقب گرفتهاند كه صلحمحور هستند و هيچ موردي از خشونت را نميتوان در آنها يافت، از اين جمله ميتوان به قبيله «زونيها» اشاره كرد اما حقيقت اين است كه اكثر جوامع در شرايط بينابيني به سر ميبرند و به همين سبب است كه رفتارهاي گاه متناقض از شهروندان سر ميزند، اما نميتوان با استناد به آرام بودن حاضران يك تجمع، موضوع را كه ميل به خشونت افزايش يافته است، كتمان كرد. نبايد فراموش كنيم «خيال خوبيها، درمان بديها نيست بلكه صدچندان بر زشتي آنها ميافزايد.»
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط
|