نقش وسايل ارتباط جمعي در انسجام و وفاق اجتماعي اقوام

 

عباسعلي عرب*[1]

 

چكيده:

 

براي ايجاد همبستگي اجتماعي و وفاق در ميان جوامع، بهره گيري از وسايل ارتباط جمعي اهميت دارد و مي تواند بشكل ابزار قدرتمندي براي يكپارچه ساختن جامعه عمل نمايد و از طريق تأثيرگذاري بر اذهان توده ها، سهم خاصي در شكل دادن به وحدت گروهها و اقوام در درون جامعه داشته باشد و احساس مشترك را در ميان جامعه بوجود آورد زيرا تمامي موجودات متكي به ارتباط هستند و خرده فرهنگها و فرهنگهاي خاص ناپديد مي شوند و بنوعي تمامي ساكنان، تشابه پيدا مي كنند. در اين نوشتار سعي شده است به بررسي نقش رسانه ها در ايجاد وفاق اجتماعي بين اقوام پرداخته شود.

 

كليد واژه ها: وفاق اجتماعي (Social consensus) – وسايل ارتباط جمعي (mass media) فرهنگ (culture) – همگن سازي (Homogenization) - احساس مشترك (Empathy) همبستگي اجتماعي (Social correlation)

 

مقدمه:

 

بايد در نظر داشت كه انسان امروز، يك انسان اجتماعي است.

 

انساني است كه به سبب تحولات عصر خود، در برابر چشم اندازهاي وسيع تر و پيچيده تر قرار گفته. انسان معاصر براي ادامه زندگي در جامعه نوين، نيازهاي تازه اي پيدا كرده است و بدنبال آنست كه تا بنحوي خود را با شرايط جديد زمان خود انطباق دهد. اكنون زندگي هيچ كس بدون تفاهم اجتماعي كه خود بر معلومات عمومي و آشنائي به مسائل جاري متكي است، ميسر نمي باشد.

 

بدون حس تعاون بشري و همبستگي انساني، ايجاد ارتباط با افراد ديگر امكان پذير نيست. (معتمدنژاد، 1371: 10) و در اين ميان انسانها هم هويت فردي دارند و هم صاحب هويت جمعي هستند. از آنجا كه انسانها بصورت ذاتي خواهان جلب بيشترين منفعت هستند زندگي جمعي را به كشمكشهاي منفعت خواهانه فردي آلوده مي سازند، با اين حال نمي توان نه فرد و نه جمع را فراموش كرد، بايستي ضمن نگاهداشت حقوق فردي و حقوق جمعي معيارهايي پديد آورد كه با تمسك به آن افراد با يكديگر پيمان بندند كه حقوق فردي انسانهاي ديگر را به رسميت بشناسند. (خليلي، 1379: 152)

 

بدون ترديد در اين رابطه به موازات آموزشهاي ديگر در جامعه، از طريق وسايل ارتباط جمعي مي توان گامهاي مؤثري را در جهت همبستگي و وفاق اجتماعي برداشت.

 

مفهوم وفاق:

 

انسان موجودي اجتماعي است و در جامعه زندگي مي كند و گرفتار خواستها و سليقه ها و تفكرات گوناگون قرار مي گيرد كه گاه ممكن است با ديگران همخواني نداشته باشد و بعبارتي ديگر جامعه را مي توان شبكه سازمان يافته اي از گروههاي درحال همكاري و تعاون دانست كه به شيوه اي منظم و منطبق بر مجموعه قوانين و ارزشها در حال انجام كار ويژه هاي خود هستند و متمايل به تعامل و توازن كه در آن همه عناصر گرايشهاي معقولانه به سازگاري و وفاق دارند.

 

«وفاق به اتفاق رسيدن در مورد خاصي كه اسمش را مي گذاريم ارزش، هنجار، منافع و مشتركات يا درون ذهني كردن و ملكه ساختن هنجارهايي كه در مورد آنها كمتر ترديد روا مي شود.» (خليلي، 1378: 154)

 

در باب مفهوم وفاق بايد گفت كه (وفاق نسبي) است و در طول تاريخ بشر وفاق و اختلاف با هم وجود داشته و اگر اختلاف نباشد كسي پي به (وفاق) نخواهد برد و آنچه براي انسان اهميت داشته آنست كه انسان از ابتدا تا حال متوجه مسئله نظم بوده است (احمدي، 1378: 30).

 

ابزار نظم (مسئله وفاق بوده) و (وفاق) لازمه نظم بوده است. حال اين نظم گاهي از طريق دگرگوني وضع موجود حاصل مي شود و گاه از طريق حفظ آن. هيچوقت نشده كه واقعا اين (وفاق جمعي) كامل بوجود آيد. بنظر مي رسد بر سر تعداد ارزشها در جامعه، وفاق نسبي داشته است. (چلبي، 1378: 31) كه از جامعه اي به جامعه ديگر فرق مي كند.

 

شاخصه هائي را براي جامعه اي كه بسوي وفاق پيش مي رود بر مي شمارند:

 

مشاركت اجتماعي، پذيرش اختلافات، كاهش تعارضات و افزايش علايق (عام گرايانه) مي باشد (مقصودي، 1378: 33) و در مورد روشهاي ايجاد وفاق به ابعاد ارتباطي، فرهنگي و اقتصادي و روانشناسي پرداخته مي گردد (احمدي، 1378: 35).

 

مفهوم ارتباط:

 

واژه ارتباط (Communication) از ريشه لاتين (Communis) به معناي اشتراك گرفته شده است. اين كلمه در زبان فارسي به صورت مصدر عربي باب افتعال به كار مي رود كه در لغت به معناي پيوند دادن و ربط دادن و به صورت اسم مصدر به معناي بستگي، پيوند، پيوستگي و رابطه كاربرد دارد. (دادگران، 1377: 15)

 

ادوين امري[2]، مفهوم ارتباط در معناي عام (با توجه خاص به ارتباط اجتماعي) چنين تعريف مي كند:

 

«ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات، افكار و رفتار انساني از يك شخص به شخص ديگر» (محسنيان راد، 1371: 19). تمامي موجودات متكي به ارتباط با همنوع خويشند، بهبود فردي، سازمان اجتماعي و رشد، به ارتباط نياز دارد. ارتباط منشأ فرهنگي و عاملي در راه ارتقاء انساني است و كاستي در ارتباط اجتماعي موجب پيدايي آسيبهاي رواني است.

 

انسان هزاران سال متكي به صُوَر ارتباطي بَدوي، ولي مناسب جامعه زمان خود بود با گذر از مراحل پيام رساني به وسيله آتشي كه بر فراز كوهها روشن مي شد، قاصدان پياده يا سوار، و پيامهايي كه بوسيله كالسكه يا قايق ارسال مي شدند، ارتباطات توسعه يافت و آنقدر توسعه پيدا كرد كه امروز، عصر ما را، عصر ارتباطات مي خوانند. (جهانداري، 2536: 15)

 

زمانه شگفتي است. انقلاب ارتباطات فراگير شده و از انديشه بشر نيز فراتر رفته است. تقريبا همه گونه اطلاعاتي ممكن است در دسترس هر كه خواستار آن باشد قرار گيرد. گاه يك نوآوري در جهان تكنولوژي تا فراگرد عادي خود را بپيمايد و به بازار برسد تقريبا كهنه شده است. و ارتباطات چنان اهميت يافته است كه عصر ما را، عصر ارتباطات ناميده اند. باري انقلاب ارتباطات با كشف تلگراف بي سيم نتايج خود را عرضه كرد و در آغاز آن شتابي اندك داشت، راديو آمد و به دنبالش تلويزيون و پس از آن آهنگ پيشرفت چنان شتابي يافت كه ديگر به آساني نمي توان دنبالش كرد و تا از يك نوآوري خبردار شويم، كهنه شده و ديگري گام به ميدان گذاشته است. (ارجمند،

1368: 2)

 

در واقع وسائل ارتباط جمعي نظير راديو، تلويزيون، سينما و روزنامه كه مظهر ارتقاي تكنولوژيك انسانند و داراي بيشترين تأثير فرهنگي مي باشند. اين وسائل در پيدايي عادات تازه، تكوين فرهنگي جهان، تغيير در رفتار و خلق و خوي انسانها، سهمي شگرفت بر عهده دارند و در كنار آنها ماهواره و كامپيوتر و اينترنت نيز بدون سهم نمي باشند.

 

نقش و كاركرد و آثار وسايل ارتباط جمعي:

 

از آنجا كه نيازهاي بشري گوناگون است و پيچيدگي هاي جامعه انساني روزافزون مي باشد نقش وسايل ارتباطي اشكال و جنبه هاي مختلفي بخود مي گيرد. امروزه، عمده ترين نقشي كه وسايل ارتباط جمعي بر عهده دارند، عبارت است از: فرهنگ سازي، آموزش، اطلاع رساني و ايجاد مشاركت اجتماعي.

 

مرتن و لازارسفلد[3] در كتاب معروفشان به نام «ارتباط، سليقه مردم و عمل اجتماعي سازمان يافته» وظايفي را براي وسايل ارتباط جمعي قائل شده اند كه عبارتند از:

 1- وظيفه اخلاقي (حمايت از هنجارهاي اجتماعي). 2- امكان اعطاي پايگاه اجتماعي.

 3- برخي وظايف نامطلوب (مانند تخدير اجتماع با ايجاد نوعي مشاركت خيالي در واقعيت. (دادگران، 1377: 106)

 

هارولد لاسول[4] وظايفي چند، نظير مراقبت از محيط و ايجاد همبستگي بين اجزاي گوناگون جامعه را در پاسخ به محيطي كه در آن انتقال ميراث فرهنگي از نسلي به نسل ديگر صورت مي گيرد بعنوان وظيفه هاي اصلي ارتباط جمعي تلقي مي كند. (ساروخاني، 1371: 83)

 

پروفسور روژه كلوس[5] ضمن بحث درباره نقش مطبوعات و راديو و تلويزين و سينما در جوامع معاصر وظايف گوناگون آنها را به ترتيب معرفي مي كند.

 

اول- وظايف ارتباط فكري:

 

1- اطلاع و آگاهي. 2- پرورش، شامل: الف- پرورش انديشه ها و احساسات.

ب- پرورش عقايد. ج- پرورش حرفه اي. 3- بيان، شامل: الف- معرفي فرهنگ و تمدن

ب – تشريح ايدئولوژيهاي جاري ج – استدلال 4- اجبار، شامل : تبليغ تجاري و تبليغ سياسي .

 

دوم – وظايف رواني – اجتماعي :

 

1- همبستگي اجتماعي 2- سرگرمي 3- درمان رواني . ( معتمد نژاد 1371 : 20-19 )

 

وظيفه اساسي در كشورهاي كمتر توسعه يافته، تأمين مشاركت بيشتر مردم در امور اقتصادي و ملي، افزودن مهارتها و دانشها، همبسته كردن آنها به صورت يك ملّت و ياري آنها در يافتن هويت فرهنگي و فردي خويش است . ( جهانداري، 2536:22 ) بطور كلي نقشها وظايف وسائل ارتباطي را مي‌توان اينگونه برشمرد: تفريحي، خبري، همگن‌سازي، آگاه‌سازي، احساس تعلق اجتماعي . ( ساروخاني، 1372: 72 )

 

اين نقشها و كاركردها به صُوَر مخلتف، از طريق رسانه‌هاي ارتباطي سنتي و مدرن ، تحقق مي‌يابد . رسانه‌هاي سنتي نسل اندر نسل بار سنگين ارتباطات را بدوش كشيده‌اند و رسانه‌هاي جمعي در زمره‌ي نوآوريهاي دوران اخير محسوب مي‌گردند.

 

در اينجا به دو نقش و كاركرد يا وظايف وسائل ارتباط جمعي كه در جهت همبستگي و توجه به ارزشهاي مشترك بوده و زمينه وفاق و يگانگي را ايجاد مي‌كند، اشاره

مي كنيم.

 

نقش همگن‌سازي :

 

وسايل ارتباط جمعي نزديكي سليقه‌ها، خواستها و انتظارات تمامي ساكنان يك جامعه را موجب مي‌شوند. با ورود وسايل ارتباط جمعي به جامعه، خرده‌فرهنگها و فرهنگهاي خاص ناپديد مي‌شوند و بنوعي تمامي ساكنان يك جامعه ، تشابه پيدا مي‌كنند و در سبك‌ زندگي، علايق و خواستها از الگوهاي مشابهي كه اين وسايل به آنها مي‌دهد، برخوردار مي‌شوند. كازنو[6] اين روند را توده شدن تمامي مردم در يك محدوده جغرافيايي با مرزهاي ملي مي‌داند ( ساروخاني ، 1372 : 88 ) كه اين امر نوعي حركت در جهت توجه به هنجارها و ارزشهاي مشترك بوده و موجب وفاق اجتماعي و همبستگي بيشتر در جامعه مي‌گردد.

 

احساس تعلق اجتماعي و احساس مشترك :

 

در جوامع جديد در زمينه ارتباطات‌مان به افرادي برمي‌خوريم كه در انبوه گسترده شهري و به تنهايي زندگي را سپري مي‌كنند. در چنين اوضاع و احوالي، صداي راديو يا تصوير تلويزيون و يا نوشته روزنامه ، وسيله‌اي در جهت احساس تعلق اجتماعي است ما وقتي روزنامه مي‌خوانيم يا به راديو گوش مي‌دهيم ، احساس مي‌كنيم كه ما هم حلقه‌اي از حلقه‌هاي زنجير جامعه هستيم و وسيله ارتباطي همچون پلي بين افراد جامعه عمل مي‌كند و آنان را از تعلقشان به يك كل آگاه مي‌سازد.

 

« برخي چون ( لرنر )[7] احساس مشترك را مطرح كرده‌اند بنظر آنان وظيفه اساسي وسايل ارتباط تقويت چنين احساسي است. شخص از اين طريق مي‌تواند خود را به جاي ديگري قرار دهد، احساسات او را درك و در غم و شادي ديگران شريك باشد.‌»

( ساروخاني، 1372: 93 )

 

جامعه‌شناسان گفته‌اند كه ارتباط جمعي در جهان امروز اجتماع جانشيني ايجاد كرده است كه همان كاركردهاي رواني جامعه كوچك را دارد كه افراد در روستاها در روابط رودررو پيدا مي‌كنند. در روستاي كوچك كه همه همديگر را مي‌شناسند، غيبت و پشت سر هم حرف زدن يكي از مضامين اصلي ارتباط انساني است. نقطه ضعفها، خصوصيات اخلاقي، لغزشها و رويدادهاي زندگي خصوصي هر كس براي ديگران شناخته شده است. در جامعه شهري جديد، همسايه، همسايه خود را هم نمي‌شناسد.

 

رسانه‌ها در عصر جديد تقريباً همين نقش را به عهده دارند، آنها با نمايش زندگي عده‌اي از شخصيتهاي فرهنگي به شهروندان منزوي، آنها را در زندگي جمعي تازه‌اي مشاركت ميدهند. امروز مردم از طريق رسانه‌ها با دستاوردها، ازدواجها، طلاق‌ها، جرائم، ماجراها، زندگي خصوصي و فاجعه‌هاي زندگي اين هنرپيشگان يا افراد مشهور آشنا مي‌شوند و خود‌ِ آن موضوعي براي غيبت و پرحرفي فراهم مي سازد. اين هنرپيشگانِ حوزه‌ي هنر يا سياست به تدريج چهره‌هاي آشنا مي‌گردند و با پيامگيران دوست، و موضوع گفتگوي آنها مي‌شوند. مردمي كه در سر كار همديگر را نمي‌شناسند، بيشتر درباره‌ي آن چيزهايي كه در رسانه‌ها مي‌بينند يا مي‌شنوند با هم گفتگو مي‌كنند. همين طور افراد با سياستمداران نظرات و هويت مشترك پيدا مي‌كنند و علاقه يا نفرت مشترك خود را نسبت به سياستمداران خاصي كشف مي‌كنند و اين باعث تقويت انسجام گروهي در آنها مي‌شود . ( اسدي، 1371: 30-29 )

 

يكي از عقايد رايج اين است كه رسانه‌هاي همگاني وضع موجود را حفظ و حمايت مي‌كنند و در جهت همنوائي و سازگاري با جامعه فشار زيادي بر افراد مي آورند.

 

اين نقطه نظر قبول دارد كه رسانه‌هاي همگاني گاهي هم از وضع موجود انتقاد مي‌كنند، ولي اين امر در برابر حمايتي كه از همنوائي و سازگاري با وضع موجود مي‌كنند، ناچيز است. ( اسدي، 1371 :117 )

 

كارل دويچ[8]، پژوهشگر و استاد علوم روابط بين‌الملل، ارتباط جمعي را موجب همگرائي سياسي ميان جوامع ميداند و علاوه بر آن ايجاد واحدها و گروه‌هاي سياسي و سازمانهاي بين المللي، ايجاد تفاهم و تساهل ميان فرهنگ‌ها و ارزش‌ها، همسازي گروههاي مختلف اجتماعي و همبستگي ملي و بين‌المللي را از كارويژه‌هاي نظام ارتباط جمعي مي‌داند.[9]

 

بايد يادآوري كنيم كه اثرات متفاوتي از نقش و تأثير وسايل ارتباط جمعي بر جهان معاصر مترتب است در برابر اثرات مثبت ارتباطات همچون افزايش سطح مشاركتهاي اجتماعي، توسعه آزادي، تقويت پيوندهاي اجتماعي و آموزشي و ... تأثيرات منفي هم دارد مانند تضعيف پيوندهاي سنتي، بهره‌برداري تبليغاتي و انتشار اخبار غيرواقعي، تجزيه و نفاق در وحدت ملي، تغيير  الگوي مصرف و فن‌آوري نامناسب. [10]

 

در خصوص آثار وسايل ارتباط جمعي دو ديدگاه تند به چشم مي‌خورد:

 

برخي را عقيده بر اين است كه وسايل ارتباط جمعي داراي چنان قدرتي هستند كه مي‌توانند نسلي تازه براي اولين بار در تاريخ انسان پديد آورند و برخي ديگر معتقدند كه وسايل ارتباط جمعي تأثير چنداني بر مخاطبين خود ندارند؛ زيرا اين وسايل علي‌رغم تكنولوژي برتر كه از آن سود مي‌برند، با موانع بسياري در راه اثرگذاري بر ديگران مواجهند. فرايند تعدد وسايل ارتباطي جمعي جديد و امحاي دوران انحصار و ... موجب بروز ترديد گرديده است. ( ساروخاني، 1371 : 100-99 )

 

در ارتباط با وفاق و همبستگي اجتماعي برخي نظرشان اينست كه اگر ارتباط نباشد

( وفاق ) هم بوجود نمي‌آيد . ارتباط به شناخت مي‌انجامد لذا زمينه‌ساز ( وفاق ) مي‌شود. از طريق برخي برآنند كه ارتباط و شناخت بيشتر باعث برجسته شدن تفاوتها مي‌شود و در نتيجه كاركردي (وفاق‌زا) پيدا مي‌كند. البته تأثير هر دو ( ارتباط و عدم ارتباط ) در وفاق‌زايي و وفاق‌زدايي نسبي است. ( احمدي، 1378 : 35 )

 

اگر بخواهيم برآيند نهايي داشته باشيم، بايد پذيرفت كه وسايل  ارتباط جمعي ، ابزاري اجتماعي- فرهنگي به معناي عالي آنست و از اين جهت اثرات چشمگيري داردو اما نه آنچنان كه محدوديتي نشناسد و نه آنچنان ناچيز است كه اعتنا نشود. بايد حدود و شرايط آن را در نظر گرفت . ( ساروخاني، 1371 : 100 ) و بايد گفت، ارتباط از دو جنبه حائز اهميت است.

 

1- مي‌تواند به شكل ابزار قدرتمند براي يكپارچه ساختن و احساسات عمل كند و ميان بخشهاي مختلف جوامعي كه به لحاظ مذهبي، قومي، زباني وگرايشهاي محلي و منطقه‌اي گروه‌بندي شده‌اند و درهم‌تنيدگي لازم را ندارند، انسجام وحدت ايجاد كند.

 

2- مي‌تواند تصورات قالبي و از پيش ساخته را بزدايد و شكافهاي اجتماعي را كاهش دهد و منافع و علائق مشترك ميان گروه‌ها را بشناسد و زمينه‌ي اشتراك مساعي مردم را فراهم آورد ( دفتر ترجمه ، 1378 : 161 ) و سهم بسزائي در شكل دادن وحدت گروه‌ها و اقوام و همبستگي و وفاق مؤثر بين آنان داشته باشد.

 

نتيجه :

 

بدون ترديد وسايل ارتباط جمعي ، نقش مؤثر و چشمگيري در خصوص چگونگي زندگي افراد انساني داشته است و در عين حال مي‌تواند به شكل وسيله‌اي قوي براي ايجاد وفاق و همبستگي اجتماعي عمل نمايد. گرچه تأثير‌گذاريهاي اين وسيله همانند خنجر دو سويه مي‌باشد و در كنار افزايش سطح مشاركتها و تقويت همبستگي پيوندهاي اجتماعي مي‌تواند تأثيرات منفي همچون تضعيف پيوندهاي سنتي و بهره‌برداري نامناسب تبليغاتي و ايجاد نفاق و اختلال در وحدت ملي داشته باشد؛ اما بايد پذيرفت كه تأثير‌گذاريهاي اين وسيله بستگي به حدود و شرايط دارد و با توجه به تأثيرات منفي ، مي‌تواند وحدت و انسجام و علائق و منافع مشترك ميان افراد و گروه‌ها را افزايش و زمينه‌ي وحدت بيشتر را فراهم نمايد و اين امر مهم بستگي به هوشمندي و برنامه‌ريزي و كوششها و تلاشهاي طولاني و دلسوزانه دارد. 

 

منابع و يادداشتها :

 

1- اسدي، علي، افكار عمومي و ارتباطات، سروش، تهران، 1371 .

 

2- اي. آر. لي. جان، به سوي سياستهاي ارتباطي واقع بينانه، ترجمه‌ي جهانداري، خسروي، سروش، تهران، 2536.

 

3- آلبرت، پير و ژان تودسك ، آندره ، تاريخچه راديو و تلويزيون ، ترجمه ارجمند، جمشيد، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، تهران، 68.

 

4- احمدي، حميد ؛ چلبي ، مسعود و مقصودي ، مجتبي ، « وفاق اجتماعي (2) ميزگرد »، فصلنامه مطالعات ملي، سال نخست، شماره 2 و 3 ، زمستان 78، بهار 79، ص30 .

 

5- خليلي، محسن، « آفرينش وفاق كار ويژه بنيادين قانون اساسي »، فصلنامه مطالعات ملي، سال نخست، شماره 2 و 3 ، زمستان78، بهار 79 ، ص 154.

 

6- دفتر ترجمه‌ي فصلنامه « ارتباطات و ملت سازي » فصلنامه مطالعات ملي، سال نخست، شماره يكم، پاييز 78، ص 161 .

 

7- دادگران، سيدمحمد، مباني ارتباطات جمعي، فيروزه، تهران، 1377.

 

8- ساروخاني، باقر، جامعه‌شناسي ارتباطات، انتشارات اطلاعات، تهران، 1371 .

 

9- فصلنامه افكار عمومي مركز تحقيقات سازمان صدا و سيما « آثار ارتباطات

رسانه‌اي » روزنامه جام جم، 20 فروردين 1382 ، شماره 834 ، ص 5 .

 

10- محسنيان راد، مهدي، ارتباط شناسي، سروش، تهران ، 1374 .

 

11- معتمدنژاد، كاظم، وسائل ارتباط جمعي جلد يكم، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي ، تهران، 1371 .

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

۱-* - عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد آزادشهر

 

[2] - E. Emery

 

[3] - Merton - Lazaresfeld

 

[4] - H. Lasswel

 

[5] - Roger Claysse

 

[6] -J. Cazeneuve

 

[7] - Lerner, Daniel

 

[8] - Karl Deutsch

 

2- فصلنامه افكارعمومي مركز تحقيقات سازمان صدا و سيما

 

3- همان منبع

 


 

* - عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد آزادشهر