خانواده دور زی و نو فصلی از دیدگاه ساروخانی
![]() |
بر اساس تحقيقات علمي كه در برخي از مناطق كشور از جمله كرمان و تهران انجام گرفته، در شماري از خانواده هاي ايراني، سرد شدن فضاي عاطفي محيط خانواده به مشکلات ذهني و عاطفي منجر شده است.
دكتر باقر ساروخاني، از پیشکسوتان جامعه شناسی ایران در مراسم گشايش «همايش چالش هاي حقوق زن و خانواده در جامعه ايران» افزود: «در حال حاضر، خانواده در ايران با تغييرات جديدي روبه رو است كه پيدايش خانواده هاي دورزي يكي از چالش هاي حاد آن به شمار مي آيد.»
وي در توضيح خانواده «دورزي» گفت: «در اين خانواده ها مرد و زن حالات عاطفي دارند، اما نمي توانند با هم زندگي كنند و مردان اغلب اين خانواده ها در تهران و شهرهاي بزرگ مشغول به كارند ولي به دليل سنگيني اجاره مسكن و تعداد زياد فرزندان و ديگر مشكلات اقتصادي، نمي توانند زن و فرزندانشان را همراه خود بياورند و خود نيز ناچار به ماندن در تهران و ساير كلان شهرها هستند.»
ساروخاني افزود «نقش زن در خانواده هاي دورزي بسيار مهم و حياتي است و او بايد هم به عنوان پدر و هم در قالب مادر ايفاي نقش نمايد و مديريت هاي چندگانه اي را بر عهده داشته باشد و اين موضوع براي زن و مرد تبعات منفي در بر دارد.»
وي با ارائه تعريفي از مفهوم خانواده در قالب جايگاهي كه افراد در آن شكوفا شده و احساسات و عواطف انساني مبادله مي شود، خاطر نشان كرد: «بر اساس تحقيقات علمي كه در برخي از مناطق كشور از جمله كرمان و تهران انجام گرفته، متاسفانه در شماري از خانواده هاي ايراني، فضاي عاطفي در حال كاهش است و سرد شدن ارتباطات انساني محيط خانواده به رخداد طلاق ذهني و عاطفي منجر شده است و اين دسته از خانواده ها ظاهرا هيچ مشكلي ندارند و در سرشماري به حساب مي آيند در صورتي كه اعضاي خانواده با نوعي اجبار در كنار هم زندگي مي كنند و به خانواده هاي اضطراري معروف هستند.» ساروخاني يادآور شد: «در ايران مسوولان براي جلوگيري از گسترش طلاق فعاليت هاي زيادي انجام داده اند و قوانين طلاق را دست و پاگير و سخت كرده اند كه در جاي خود حق داشته اند، اما در اين ميان بايد توجه كرد كه بستن در خروجي خانواده و طلاق به تنهايي چاره ساز نيست و خانواده بايد يك واقعيت كيفي باشد و به شكل محملي براي شكوفايي افراد متبلور شود.»
استاد علوم اجتماعي دانشگاه تهران در ادامه اظهار داشت: «متاسفانه ايران هم اينك در حال تجربه كردن خانواده هاي فصلي است كه در اين گونه خانواده ها مرد به دليل مقتضيات شغلي تنها در برخي از فصول سال مي تواند در كنار خانواده باشد و در ديگر ايام به دور از خانواده است كه دريانوردان از جمله اين افراد هستند.»
وي اضافه كرد: «زنان در خانواده هاي فصلي با دشوار ي هاي بسياري مواجه هستند زيرا مرد از يك طرف هست و از يك طرف نيست، از يك سو بايد ديدگاه هاي او را در تصميم گيري ها در نظر گرفت و از سوي ديگر بايد بدون او خانواده را اداره كرد و در اين شرايط زن، دچار ابهام در نقش و مسووليت هاي چندگانه مي شود.»ساروخاني با ابراز نگراني از پيدايش خانواده هاي «تفرديافته» در كشور اظهار داشت: «در اين نوع خانواده ها هر يك از اعضا يك كليد از آپارتمان و يك كليد از اتاقش دارد و هر كس براي خودش زندگي مي كند و در اين خانواده هاي اتميزه، سرمايه انساني، حمايت ها و انسجام جمعي رو به كاهش است.» وي خانواده «برتري يافته» را خانواده اي ايده آل معرفي كرد و گفت: « در اين خانواده ها همه اعضا با هم زندگي و تفاهم مي كنند و در كنار هم به حل و فصل مسائل و مشكلات اقدام مي نمايند.»
اين جامعه شناس در بخش ديگري از سخنانش به ارزيابي خصوصيات جديد خانواده هاي ايراني پرداخت و تاكيد كرد: «اشتغال و مهاجرت دسته جمعي زنان از خانواده كه اخيرا در جامعه ايران به وقوع پيوسته، تبعات مثبت و منفي زيادي داشته كه مالكيت زن بر درآمد و دارايي خود از محاسن آن به شمار مي آيد، اما در كنار آن پديده اي به نام «عدم تقارن» به چشم مي خورد و اين سوال مطرح است كه تسخير فضاهاي اجتماعي توسط زنان با خود حركت متقارن مرد به سوي محيط خانه را تا چه اندازه به همراه داشته است.» وي تصريح كرد: «در راه اشتغال زنان ايراني سه چالش بزرگ مشاهده مي شود كه فرسايش زودرس زن يكي از آنها است، چرا كه او بايد پس از كار طاقت فرساي بيرون، حجم زيادي از كارهاي منزل را انجام دهد كه اغلب به سندرم تاخير در انجام امور منزل و تعجيل مي انجامد و اين موضوع، خود موجب ايجاد سندرم از خودبيگانگي در زن مي شود.»ساروخاني در پايان
نتيجه گيري كرد: «با توجه به تغيير نقش اعضا در خانواده، بايد با درك جديدي از تغييرات به وجود آمده، به ارائه تعريفي نو از مفهوم خانواده ايراني در هزار سو دست زد.»
