مقلات جامعه شناسی

جایگاه مددکاری اجتماعی در کنترل و پیشگیری از آسیب های اجتماعی

 

 مقدمه

جامعه شناسی انحرافات

بحث در ارزش ها وهنجاریهای اجتماعی (اخلاق ) به قدمت تاریخ تمدن وتشکیل شهرها باز می گردد .اگر چه درجوامع ابتدایی نوع دیگری از نظام های ارزش اخلاقی دیده می شود . اما آنچه مسلم است در همه آنها کما بیش تسامح  و سهل گیری در بعضی موارد وجود داشته است . اگر در مواردی سخت گیری و کیفر بیشتر بوده ناشی از «ظلم نظام حاکم » و یا « نیاز به کیفر شدید » یا برای عبرت «گیر مجرمان» تلقی شده است .

در شناسایی انحرافات اجتماعی همواره مشکلات تئوریک و دیدگاهی وجود داشته اند « اصل تهمت » و « برچسب » در مقابل اصل برائت ، مجرمین را همواره در حالت نامشخص قرار داده اند . از طرف دیگر وجه عمومی توجه به جرم ، جرایم اقشار پایین را در بر می گیرد . به همین صورت جز گزارش های تاریخی زمان های گذشته جرم ، وجنایت زمان حال اقشار «یقه سفید » (قدرتمندان ) پوشیده مانده است . ضمن آنکه از موانع ومشکلات تحقیقات در انحرافات وجرایم مشکلات آماری هستند آمار جرایم معمولا" مربوط به آن قسمتی می شود که توسط پلیس کشف و یا به محکومیت منجر می شود به این صورت بسیاری از جرایم مهم از جمله تجاوز به عفت ، دزدی ، وحمله به قصد ضرب (حمله به قصد وارد آوردن آسیب جسمی ) به پلیس گزارش نمی شود ضمن آنکه رویه های پلیس محلی در شناسایی جرایم بر اساس تعاریف بعمل آمده از نسبت انحرافات وکجروی (در مکان و زمان مشخص ) متفاوت است و گزارش یکدستی از آن حاصل نمی شود . از طرف دیگر معماهای آماری دیگری نیز وجود دارد مثلا" مردم بیشتر تمایل دارند که بعضی از جرایم را به مصاحبه گران اطلاع دهند اما نه به پلیس .مثل زنی که توسط شوهرش موردحمله قرار می گیرد یا ارزیابی موقعیت خود و شوهرش و عوامل دیگر دست به انتخاب می زند  که با کدام یک می تواند سخن بگوید .

اما می توان بعضی از جرایم را با دقت بیشتری آمار گیری کرد از جمله آدمکشی (قتل ) متغیر دیگر دسترسی به ابزار وآلات در صحنه است .آیا در دسترس بودن سلاح در آمریکا باعث قتل ها می شود یا عوامل دیگر دست اندر کارند و گیونز ضمن مقایسه آمریکا و سوئد که در هر دو حمل سلاح آزادانه انجام می شود معتقد است که عواملی مثل مرز نشینی ، وجود خرده فرهنگ های خشونت در شهرهای بزرگ در افزایش قتل موثرند چه مرزنشینان مسلح عضو انجمن های بیداری مذهبی بخش افتخار آمیزی از تاریخ آمریکا هستند . (هاشمي طاري، 1385، ص 1)

مسایل و آسیب های اجتماعی

(مسائل جامعه ای) « ناظر بر وضعیت وشرایطی است که به اعتقاد اکثریت افراد جامعه ، شرایط مزبور در کیفیت زندگی افراد وگروههای اجتماعی را مختل می کند ، مهمترین ارزش های عام را به خطر می اندازد و به رغم تلاش های فراوان که اکثریت افراد به عمل می آوردند ، به هدف های مشروع خود دست نمی یابند . از این افراد وگروههای اجتماعی به این باور می رسند که برای تغییر شرایط و اصلاح وضع موجود باید به اقدامی اجتماعی دست زنند و در واقع یکی از الگوهای مددکاری جامعه ای مغفول مانده ، محقق یابد .

در واقع ریشه مسائل جامعه ای در بطن نهادهای اجتماعی است که بر اثر کارکرد نامناسب آنها شکل می گیرد وشرایط دشوار و رنج آوری را به اکثریت مردم تحمیل نماید و جنبه های عینی و ذهنی به خود می گیرد مسایل جامعه ای در متن جامعه به بار می نشیند و در بستر زمان می توانند به آسیب  دیدگی افراد منجر شود ، بستر های انحرافی را فراهم سازد و در مواردی که با پیگرد قانونی همراه شوند ، به آسیب های اجتماعی مبدل گردند . برخلاف مسایل جامعه ای ، « مسایل فردی »مربوط به وضعیت شخص و ارتباط بالا فصل او با دیگران است .مسایل جامعه ای و آسیب های اجتماعی آن چنان در هم تنیده اند که یکدیگر را بار تولید می کنند ، آن چنان که در درک مسایل جامعه ای با اهمیت است ، زمینه های نهان پیدایش مسایل عیان است و بر این اساس در برخورد با مسایل جامعه ای ، رویکرد توجه به متن و ساختار جامعه برتری خود را به فرد نمایان می سازد .

در نگاهی گذار می توان دریافت که :

از وضعیت مطلوب مورد نظر افراد جامعه منحرف شده اند ،

به یکدیگر مربوطند و  سردردل هم دارند ،

دارای نتایج مخرب اند ومی توانند بسترهای کج روی را فراهم سازند .

و سرانجام اینکه برخورد با مسایل جامعه ای ، نیازمند شکل گیری افکار و نظریها ، مباحث ها و برنامه ریزی های نرم افزاری است تا بر آن اساس ، از طریق تفکر ، خلاقیت ، مشارکت واقعی مردم ، مشارکت در اندیشه ها ، برنامه ریزی ، تصمیم گیری ، اجرا و ارزشیابی فعالیت ها ، از طریق الگوهای اقدام اجتماعی در مدد کاری جامعه ای ، دگرگونی در وضعیت موجود صورت پذیرد ، براین اساس ، مسایل جامعه ای ، ناظر بر « شرایط دشوار است وآسیب های اجتماعی ، ناظر بر « اعمال» افراد و گروههای اجتماعی . (آقابخشي، 1383، ص 3)

تعاریف ومفاهیم انحرافات

در بدو ورود به مفاهیم و تعاریف انحرافات ، آسیب های اجتماعی ، جرم، بزهکاری ، تبهکاری ، متوجه این امر می شویم که :

1- درهمه ی آنها نوعی گسستگی ازهنجارها و عملکرده ای نا به هنجار با آنان شناخته می شود .

2- از طرف دیگر این تعاریف در جوامع مختلف و زمانهای مختلف همپوشی دارند و گاه یکسان پنداشته می شوند .

3- به نظر می رسد که در ارائه تعاریف انحراف ، علاوه بر زمان و مکان دیدگاه ناظر نیز تعیین کننده باشد چنانکه در نظر مسئولین قضایی ، سازمان های مربوط به زندان و پلیس تعاریف متفاوتی با یکدیگر وجود دارد . اما در تعاریف سازمان های مددکارانه ، مشاوره و بهزیستی ،  مراقبت های قبل و بعد از دستگیری ، تشکیل پرونده ، زندان و پس از رهایی را بیشتر مورد نظر دارند و نه به عنوان مجرم قابل کیفر بلکه موجود شناخته می شود .

4-علاوه بر اینها در تعاریف اعلام شده برای انحراف وجه دیگری نیز به طور ضمنی و تلویحی و پنهان دیده می شود ، یعنی هر جا سخن از انحراف هست گناه را به سوی کیفرهای رسمی و غیر رسمی می کشاند و نوعی تداخل موضوعی را پیش می آورد .

5- تعاریف انحرافات می توانند به طور ذاتی و یکبار برای همیشه مطرح شوند (ایستا ) و یا به صورتی که تابع نظام اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، و فرهنگی باشند (پویا ) پویایی شناسی در تعاریف انحرافات ما را به تحولات و مراقبت های اجتماعی و عوامل آن (دین و وجدان و غیره ) تحولات در فلسفه حقوق و نظام قضایی و نظام کنترل اجتماعی رسمی می رساند .

6- توجه به این مسئله که آیا انسان فاعل مختار و مسئول رفتار خویش است و یا مجبور و در حیطه جبرهای اجتماعی ، زیستی ، روانی ، اقتصادی ، سیاسی ، و غیره از ابزارهای اختیار و فاعلیت انسان تعاریف متفاوتی به همراه خواهد داشت . (هاشمي طاري، 1384، ص 2)

انحراف چیست ومنحرف کیست ؟(Deviant , Deviance)

انحراف رفتاری است که برای گروه ، مساله یا تعارضی بوجود می آورد که باید حل شود ، مثل الکلیسم ، اعتیاد، ولگردی ، رسپیگری و خود کشی که در واقع جملگی آنها انحراف محسوب می شوند

تعریف منحرف

در دانشنامه جرم شناسی منحرف کسی است که رفتارش در یک برهه زمانی ، نا به هنجار باشد منحرف یا کجرو (کژری )شناخته می شود چنین افرادی ممکن است شامل افراد غیر عادی ، بیگانه ، دیوانه ، بدسرشت یا افراد عادی  ای باشند که رفتار نابهنجار آنها موقتی است برخی پژوهشگران معتقد ند چشم جامعه تمام ابعاد شخصیت فرد را نمی بیند به این ترتیب ممکن است فرد امروز به عنوان « منحرف » شناخته شود و روز دیگر به عنوان فردی
« عادی » بدون وجود تعاریف روشن و دقیق در مورد رفتار بهنجار ، تنها پیش داوری و جهل است که می تواند افراد منحرف را از افراد عادی جدا کند

جرم از نظر دورکیم

دور کیم در کتاب « تقسیم کار اجتماعی » معتقد است که جرم باعث گسسته شدن همبستگی اجتماعی می شود و عملی جرم است که مجازات در پی داشته باشد و در جوامع مختلف در درجه تحمل نسبت به جرم متفاوت است . او معتقد است که جرم امری به هنجار است (به هنجار به معنای طبیعی است نه مثبت بودن عمل ) به شرط آنکه از میزانی که حد تحمل وجدان جمعی است فراتر نرود ، او معتقد است وی در اعلام دلایل سلامت عمومی و  جزء تفکیک ناشدنی هر جامعه سالم است .وی دراعلام دلایل این امر معتقد است که :1-جرم به هنجار است زیرا وجود جامعه ای عاری از آن محال است .2- هیچ عملی ذاتا" جرم نیست بلکه اهمیت آن اهمیتی است که شعور مشترک به آن می بخشد ، و هر چه شعور این جامعه قوی تر و قدرت آن بیشتر باشد که بتواند تخلفات کوچک را به صورت ارزش مطلق در آورد ناچار حساس تر و پرتوقع تر خواهد بود . بنابراین در برابر کوچکترین تخلفی داغ جنایتکاری بر آن خواهد زد .

به این صورت حدی از جرم که از آستانه تحمل جامعه در نگذرد برای حفظ و تکلم و پیشرفت جامعه ضروری است  (هاشمي طاري، 1385، ص 4)

 

تعاریف مبتنی بر روانشناسی .

روانشناسی فردی با نگراش فرویدی انحراف اجتماعی را ناشی از کشاکش غرایز ، شخصیت و روح جمعی در قالب قانون می داند که برتری هر یک از آنها نوعی آسیب را به همراه می آورد ، که غالبا" فردی است . در این تعاریف نیز اختیار شانه خالی می کند و جبر روانی را اعلام می کند .

تعاریف مبتنی بر جرم شناسی

جرم شناسی یا بزه شناسی رشته ای است از علوم جنایی که درباره « عوامل جرم زا و کیفیات و امور مقتضیات و شرایط فردی و محیطی و اجتماعی موثر در بروز رفتار جنایی یا علل وقوع جرم و صور گوناگون بزه و جنبه های کمی و کیفی آن و...

روش های درمان و اصلاح و تربیت بزهکاران یا کسانی که در اثر عوامل جرم زای فردی (تن وروان ) ومحیط طبیعی و اجتماعی را برگزیده اند و از خود رو بر تافته و از انسانیت گریخته اند  (هاشمي طاري، 1384، ص 14)

روانشناسی اجتماعی و انحراف

در روانشناسی اجتماعی تعامل ارتباطی بین شخص منحرف و داوری اجتماعی بوجود می آید . از این رو توجیه رفتار و تصمیم به رفتار تبهکارانه در چرخه مناسبات فرد ، جمع و شناخت های هر دو و در نهایت به تصمیم گیری انجام عمل و توجیه آن و کیفر مناسب با آن پرداخته می شود .(اورونسون ) با ذکر مثالی از کشاکش شناختی می نویسد در مورد تقلب سر جلسه امتحان و جدان شخصی مانع از تقلب کردن می شود و احساس ناهماهنگی در انسان ایجاد می کند . تقلب کردن در مقابل نمره گرفتن قرار می گیرد استدلال می کند که تقلب در بعضی شرایط آن قدر هم بد نیست . (هاشمي طاري، 1385، ص 11)

رویکرد های روانشناختی مربوط به تبیین کجروی های اجتماعی :

1- نظریه دستگاه روانی (فروید )

براساس نظریه روانشناختی ، کجروی عکس العمل به مشکلات شخصی است .وقتی کجروان و مجرمان را مریض یا دیوانه خطاب می کنیم منظور مان ارتباط دادن کجروی آنها به مسائل شخصیتی و روان شناختی است ، به نظر فروید ، رفتار اجتماعی بوسیله کششهای اساسی بیولوژیک (ID) تجربه های اجتماعی (خود برتر ) و ظرفیت فکری یا خود ترکیب می شود این نظریه مدعی است چنانچه « جامعه پذیری معمولی و طبیعی » در دوران کودکی شخصی طی نشده باشد ، نوع « خود برتر » ناقص تشکیل می شود و استاندار ها وضوابط اخلاقی تاسیس نمی گردد . چنانچه « خود برتر » توسعه نیافته باشد ، نتیجه اش بوجود آمدن یک « روان رنجور » (کسی که اختلال شخصیت دارد .) ویا یک شخص کاملا" فاقد اخلاق است. در بحث فروید سرکوبی یا عدم ارضاء نیازها ...در مراحل مختلف التذاذ کودکی باعث می شود که شخص برای جبران سرکوبی به مراحل پیش بازبینی باز می گردد . و به رفتار ناهنجار ها مبتلا گردد . و رفتاری به عنوان « پاسخ جانشین » که در واقع بروز سمبولیک عقده های سرکوب شده است انجام دهد .و براساس نظریات بعدی روانشناختی مجرم دست به ارتکاب جرم می زند تا دستگیر شده و مجازات گردد و از مجازات احساس آرامش کند .

2- اختلال روانی

روانشناسان ، انسانهایی را که در یکی از ارکان روان خود یعنی تفکر ، ادراک ، حافظه ، عاطفه ، قضاوت دارای اختلال باشند ، بیمار یعنی کسی که دچار اختلال روانی است ، می خوانند. تعدادی از جرم شناسان وکسانی که در صدد تبین انحرافات اجتماعی هستند ، بسیاری از کجروی های منحرفین را نتیجه ی اختلال روانی دانسته و معتقدند که این منحرفین قادر به سازگاری کافی با محیط نمی باشند و یا در درک واقعیت ها دچار اختلال هستند ، هنجارهای اجتماعی را زیر پا می گذارند و تبدیل به کجروی می شوند .

رویکرد روانکاوی مربوط به تبین کجروی های اجتماعی

1- پالایش روانی : روانکاوی در این نظریه پرخاشگری را عمل مفید و لازمی می داند فروید معتقد بود که اگر انسان برای ابراز پرخاشگری اجازه نیابد ، نیروی پرخاشگرانه انباشته شده و سرانجام به شکل خشونت مفرط یا بیماری روانی ظاهر می شود . الیوت ارونسون اظهار می دارد که تعارض در رابطه با پرخاشگری می تواند منجر به حالت تنش هیجانی شدید در انسان گردد .

راهکارهای جامعه شناسان برای جلوگیری از کجروی :

تشویق همنوایی است که می تواند آن را از دو طریق اجرا نمود : 1- حذف هنجارهایی که مستمرا" شکسته می شوند. بدین وسیله دیگر رفتار های خاصی کجروی محسوب نخواهد شد . این امر به خصوص در حال گذار به کرات دیده می شود .

2-از بین بردن علل کجروی از طریق آسانتر کردن همنوایی و رنج آورتر نمودن تخلف .

دورکیم ضمن مقایسه جوامع قدیم و جدید معتقد است که : «مجازات براساس عکس العمل هیجانی و انفعالی استوار است .مردمان ابتدایی به خاطر مجازات ، مجازات می کنند و در این میان به اجرای عدالت توجهی ندارند ، اگر چه بین مجازات قدیم و امروز فاصله ای وجود ندارد ، اما مجازات امروزی آگاهانه تر ، آثار به ندرت منجر به درونی کردن می  شود . و برای درونی کردن می بایست فرد ترغیبت شود تا مجموعه ای از ارزش ها را درونی کند که در آنها پرخاشگری را خوار و بی مقدار می سازند (هاشمي طاري، 1384، ص 90)

تاریخچه پیدایش مددکاری اجتماعی در جهان و ایران :

بررسی منابع مذهبی واسناد تاریخ نشان می دهد که مددکاران اجتماعی به عنوان یک  وظیفه مذهبی واجتماعی در جوامع مختلف وجود داشته است ، اما مددکارای اجتماعی حرفه ای جدید که با استفاده از روش ها و فنون علمی و بر اساس همان اصول اخلاقی و معیارهای مذهبی بوجود آمده است عمری کمتر از 50 سال دارد .

محدوده ی عملکرد مددکاری ، در دو نوع سنتی و جدید آن ، مشترک است از آنجا که این خدمت اجتماعی همواره در قالب رفاه اجتماعی عمل نموده تغییرات آن را هم می توان نتیجه ی تغییراتی دانست که در نظام رفاه اجتماعی جوامع مختلف بروز کرده است ، شاید به همین دلیل است که هرگاه موضوع مدد کاری اجتماعی مطرح شود ، قبل از هر چیز نیاز به بحث در زمینه ی رفاه اجتماعی خود نمایی می کند .و اگر بخواهیم رفاه اجتماعی را تعریف کنیم باید بگوییم : «رفاه اجتماعی ، نظام از قوانین ، برنامه ها ، کمک ها و خدماتی است که از طریق تقویت ، اطمینان و ایجاد امکانات به نیازهای اولیه مردم جواب می دهد این نظام همواره به جهت جوابگویی تغییرات جامعه وگسترش انتظارات وتوقعات روز افزون مردم تغییر کرده است .»

رفاه اجتماعی هم مانند مددکاری اجتماعی در جوامع سنتی وطبق دستورات مذهبی وجود داشته و از طریق بعضی از نهادهای اجتماعی مثل خانواده  تامین می شده است . در مذاهب مختلف و به خصوص در دین مبین اسلام ، دستورات خاصی برای کمک به نیازمندان و حمایت از بی سرپرستان وجود دارد . در دورانی که طبق آن دستورات عمل می شد ، رسیدگی به نیازمندان به صورتی بود که حتی یک فقیر هم در کل آفریقای اسلامی وجود نداشت .

تحولات اجتماعی ، گسترش شهر نشینی و به خصوص اثراتی که رشد صنعت در کشورهای صنعتی بر نظام اجتماعی گذاشت ، رفاه اجتماعی را از دو جهت دستخوش تغییر کرده از یک جهت بسیاری از نهادهای اجتماعی که به عنوان پایگاه ارائه خدمات اجتماعی عمل می کردند ، دچار ضعف وسستی شدند و در نتیجه ، بسیاری از امکانات خود را از دست دادند ، از جهت دیگر ، مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی در این جوامع رشد روز افزونی یافت ، به طوری که در اروپای قرن شانزدهم و هفدهم ، در حالی که رشد مشکلات همچنان ادامه داشت ، تلاش های نهادهایی مثل کلیسا یا انجمن های محلی ، در کوتاه زمان بی نتیجه شد .

در اروپای قرن هفدهم ، قوانین محلی و کشوری خاصی بوجود آمد که در بین آنها باید به قوانین فقرای الیزابت در انگلستان 1601 وبرنامه محلی «توماس چالمرز » در اسکاتلند اشاره کرد . اما رشد صنایع و بی توجهی به حقوق انسانها چنان سریع بود که اجرای همین برنامه ها برای فقرای ونیازمندان نتیجه معکوس داد ، زیرا میزان بیماری ، عدم بهداشت ، فقر غذایی وغیره در موسسات نگهداری وحمایت از نیازمندان چنان بالا بود که براساس مطالعات « جان هان وی » در سال 1722 این موسسات به مراکزی برای نابودی نیازمندان تبدیل شده بود ، برای مثال میزان مرگ ومیر کودکان زیر یکسال در خانه های مستمندان به 82% یا 820 در هزار رسیده بود . چگونگی نگهداری از کودکان یتیم نیز به صورتی بود که نمونه آن را «چارلز دیکنز » در داستان «الیور تویست » مطرح کرده است .

اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم همراه است با رشد نهضت های مربوط به اصلاحات اجتماعتی وتوسعه سازمانهای خیره در اروپا و آمریکا تا آن زمان مددکاری فردی براساس پیشنهادات چهار گانه چالمز انجام می شد اما با توسعه بیمه های اجتماعی جدید و به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم ، با استفاده از  علوم روانشناسی ، جامعه شناسی و براساس اصول حرفه ای ، روشی مدون برای آ ن بوجود آمد .

در کشور ما ایران ، مددکاری اجتماعی جدید با ایجاد آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی در سال 1337 شمسی در تهران آغاز شد . این آموزشگاه تا کنون بیش از دو هزار مددکار اجتماعی را در سطح فوق دیپلم ، لیسانس ، وفوق لیسانس تربیت کرده است . که اینک در موسسات خدمات توانبخشی ، پرورشگاهها ، مجمتع های خدمات حمایتی بی سرپرستان وسالمندان نیازمند ، بیمارستان ها ، کارخانجات ، سازمان بیمه های اجتماعی ، دادسرها ، کانون های اصلاح و تربیت وسایر موسسات مشابه به ارائه خدمات مددکاری مشغول هستد(كريمي و آقايي، 1384، ص1) به طور کلی علل وعواملی که موجب بوجود آمدن حرفه مددکاری در جهان گردید را می توان به صورت ذیل بیان نمود :

الف ) شرایط اجتماعی و اقتصادی قرن 17 و قبل از آنکه شامل افزایش جمعیت ، پیشرفت صنعت و تکنولوژی مهاجرت بی رویه شهر نشینی و پیشرفت علوم اجتماعی و روانشناسی می باشد .

ب ) ضعف کمک های سنتی و مذهبی به نیازمندان که شامل عدم شناخت دقیق فرد نیازمند و ضرورت کمک به او کمک های غیر متوازن وگاه تکراری به افراد .

ایجاد وابستگی به افراد به این کمک ها و فقدان برنامه ریزی اجتماعی جهت کمک رسانی به نیازمندان (4) (آقايي، 1383، ص 9)

انجمن ملی مددکاران اجتماعی National Asso ciation of social

سازمان مرکزی حرفه ای انجمن ملی مددکاران اجتماعی با خود هزار عضو است . انجمن در سال 1956 توسط تعدادی از گروههای تخصصی تر شکل گرفت . دانشجویان کارشناسی مددکاری اجتماعی حائز شرایط عضویت بوده و مجله مددکاری اجتماعی و نشریه اختبار انجمن را دریافت می کند.

حق عضویت سالانه در سال 1984 برای دانشجویان 22 دلار بوده است . انجمن ملی مددکاران اجتماعی عضویت فردی را می پذیرد اما عضویت به سازمان ها را ارائه نمی کند . انجمن مزبور تصدی فرهنگستان مددکاری اجتماعی دارای مجوز برای افرادی که پس از یک دوره اجباری کار ورزی مددکاری اجتماعی دریک امتحان قبول می شوند را به عهده دارند ، همچنین چندین مجله تخصصی را منتشر می کند همچنین تصدی سمپوزیون را برعهده داشته و با کنفرانس ملی رفاه اجتماعی همکاری می کند .انجمن ملی مددکاران اجتماعی فهرست نام مددکاران را به صورت دوره ای انتشار داده و یک ربع اساسی یعنی دایره المعارف مددکاری اجتماعی را تهیه می کند . انجمن بر روی اصلاح مقررات و قوانین فعالیت دارد . واداره مرکزی آن در سیلور اسپرینگ مریلند نزدیک واشنگتن دی سی D.C است .زیر بخش های آن براساس تقسیمات ایالیت است (معيني، 1384، ص 3)

تعاریف مددکاری اجتماعی

آنچه که امروزه تحت عنوان مددکاری اجتماعی در جهان مطرح می شود ، عبارت است از : « فعالیت ویژه ای که از برخی موسسات رفاه اجتماعی آن را بر مراجعان خود عرضه می کنند ، یعنی به آنها یاری می رسانند تا با مشکلاتی که در انجام کار و وظایف اجتماعی خود رو به رو می شوند ، با کارایی بیشتر مقابله کنند »

به بیان دیگر ، « مددکاری اجتماعی ، خدمتی حرفه ای است  که بر پایه ی دانش و مهارتهای خاص قرار گرفته است . هدف آن ، کمک به افراد ، گروهها ویا جامعه است تا بتوانند استقلال شخصی ، اجتماعی ورضایت خاطر فردی واجتماعی به دست آورند .»

مددکاری اجتماعی برای ارائه خدمات حرفه ای خود ، از سه روش مستقیم و سه روش غیر مستقیم استفاده می کند . روشهای مستقیم آن عبارتند از : مددکاری فردی یا کار با فرد ، مددکاری گروهی یا کار با گروه ، مددکاری جامعه ای یا کار با جامعه. سه روش غیر مستقیم آن نیز شامل ، مدیریت در موسسات خدمات اجتماعی ، تحقیقات رفاه اجتماعی و اقدامات اجتماعی می شود .

« مددکاری فردی ، هنری است که دانش و معلومات مربوط به علم روابط انسانی و مهارت در ایجاد رابطه را به کار می گیرد تا استعداد های نهفته و مکنون افراد را برانگیزند و همچنین منابع اجتماعی متناسب و مربوط را به حرکت در می آورد تا سازگاری بهتری بین مدد جو ومحیط وی ایجاد شود .» (كريمي، 1384، ص 4)

 

مفاهیم اساسی در مددکاری اجتماعی

تعریف مددکاری اجتماعی

به فردی اطلاق می شود که با بهره گیری از مهارتها وتعالیم حرفه ای همچنین منابع موجود در جامعه تلاش می کند استقلال و تعادل گروهی و اجتماعی افراد یا مددجویان را فراهم کرد و مشکل آنها را حل نماید گاهی جهت توصیف این حرفه از واژه ی مهندس اجتماعی استفاده می شود که محدوده ی وسیعی را در بر می گیرد.

تعریف مددجو در مددکاری فردی

مددجو را مددکاری فردی شامل شخص و خانواده او می شود که در شرایط نامناسبی قرار گرفته اند و بدون دخالت سازمان ویا در میان سازمان ، موسسه یا فرد حرفه ای یعنی مددکار اجتماعی قادر به حل وفصل مشکل خود نمی باشد.

تعریف مشکل :

به معنی علت و مجموعه ای از علل شرایط و موقعیتی است که موجب ضعف وتقلیل توانایی وکارآیی در روند کاری فعالیت ها و زندگی اجتماعی افراد گروههای در جامعه می گردد.

گروههای آسیب پذیر :

نوجوانان ، کودکان ، معلولین جسمی ، که چهار گروه را شامل می شوند و جسمی نابینا ، ذهنی مثل تربیت پذیری پناهگاهی ، اجتماعی مثل بزهکاری ، معتادین ، فقرا ، متکدیان ، زندانیان، و زنان ویژه .بیماری جسمی وصعب العلاج مانند سرطان و ایدز ، خانواده های بی سرپرست ، جنگ زده سیل زدگان ، حاشیه نشینان شهرک های بزرگ و محل های فقیر نشین را شامل می شود ((آقايي، 1383، ص 24)

ارزیابی وتشخیص مددجود از مشکل :

1-     ارائه تصویر و تشخیص واقع بینانه از مشکل خود ،

2-     داشتن تصویری توام با کوچک نمایی یا بزرگ نمایی از مشکل خود

3-     ارائه تصویری واقعی و حتی تعریف شده از مشکل خود  (كريمي، 1384، ص 42)

ابزارها، روشها و وسایل برای شناخت مددجود ومشکل :

این ابزارها و وسایل اختصاص به حرفه مددکاری اجتماعی ندارد و در تحقیقات اجتماعی توسط پژوهشگران ، معاینات بالینی توسط پزشکان و روان شناسان و خدمات مشاوره ای مشاوران و حتی بررسی های جامعه شناختی و مردم شناسی و سایر علوم اجتماعی و انسانی مورد استفاده قرار می گیرد ولی در مددکاری اجتماعی به بعضی موارد دقت و تاکید بیشتری احتیاج است . روش های شناسایی و درک شرایط و موقعیت مددجود و کشف مشکل و علل بروز و ظهور آنها را درچهار موضوع می توان بررسی کرد :

1-     مشاهده (دیده ها ) 2- مصاحبه ( شنیده ها وگفته ها ) 3- مطالعه (یافته ها ) 4- مکاشفه ( پرداخت ها ، تجزیه وتحلیل ها ، ارزیابی ها ، استنتاج ها ) (4) (آقايي، 1383، ص 40)

 

مددکاران اجتماعی ونقش آنها

مددکاران اجتماعی افرادی هستند که در سازمان ها و نهادها و موسسات انجام وظیفه می کنند و یا در صورت لزوم با توجه به امکانات اقدام به تاسیس و ایجاد تشکیلاتی می نماید . فعالیت واقدامات و به طور کلی نقش مددکاران اجتماعی را می توان با سه موقعیت زیر خلاصه کرد :

1-     به کار بردن برنامه ها و سرویس ها و استفاده از منابع موجود .

در این موقعیت فرض بر این است که برای رفع پاره ای از احتیاجات منابع و موسساتی در این جامعه وجود دارد ولی مردم به دلایل مختلفی قادر نبوده و نیا موخته اند که چگونه از این منابع استفاده کنند در اینجا وظیفه مددکار آن است که افراد و گروهها را کمک کند تا بتواند این منابع را به کار برده و از آنها استفاده نماید .

2-     قابلیت استفاده کردن سرویس ها و منابع :

در اینجا باز فرض بر آن است که در جامعه منابع و موسساتی وجود دارد ولی عدم استفاده مردم از آنها به علت اشکال خود مردم نیست بلکه این بار محدودیت و اشکالات متوجه نقص و نارسایی سرویس هایست که قادر نیستند جوابگوی احتیاجات زمان خود باشند . در اینجا نقش مددکاران آن است که به منابع و موسسات کمک کنند تا تغییرات لازم را در شئون مختلف تشکیلاتی خود بر اساس تامین نیازهای واقعی جامعه بوجود آورند و برای بهتر عرضه داشت خدمات خود از هر نظر مجهز شوند .

3-     ایجاد و تاسیس تشکیلات و سرویس های جدید .

در این موقعیت چنین فرض می شود که برای پاره ای از احتیاجات مردم هیچگونه منبع و مرجعی وجود ندارد ومددکار باید بوجود آوردن چنین تشکیلاتی وسرویس ها اقدام وکوشش کند.مددکاران برای فعالیت در زمینهای فوق مجهز به دانش مهارت و ارزش های خاصی هستند و برای توفیق در کار خود از علوم بسیاری مانند جامعه شناسی ، روانشناسی ، بیولوژی ، آمار ، اقتصاد ، و غیره ، کمک می گیرند و هم باید در اثر تمرین وممارست توانایی و مهارت لازم را در استفاده از مجموعه این علوم و منابع دیگر کسب کنند تا بتواند به حل وفصل مشکلات و مسائل روانی واجتماعی افراد وگروههای بپردازند  (كريمي و آقايي، 1384، ص 13)

روش های مددکاری اجتماعی

مددکاری اجتماعی همچون سایر حرفه های خدماتی در ارائه خدمات خود از روش های مختلفی استفاده می کند که عبارتند از :

1-     مددکاری فرد یا کار با فرد ، که خدمات حرفه ای را به فرد دارای مشکل و خانواده او ارائه می نماید .

2-     مددکاری گروهی یا کار گروه ، که خدمات حرفه ای را از طریق گروههای دارای مشکل وبا استفاده از خاصیت گروه به اعضای گروه ارائه می نماید .

3-     مددکاری جامعه ای یا کار با جامعه ، که خدمات حرفه ای را به افراد یک جامعه با محدوده ی مشخص و از طریق گروههای درون آن جامعه ، با استفاده از فنون برنامه ریزی واجرای طرح های توسعه و ارزشیابی خدمات عام المنفعه ارائه می نماید .

4-     مدیریت موسسات رفاه اجتماعی که خدمات حرفه ای خو را با سرپرستی و اداره موسسات خدمات اجتماعی و به طور مستقیم در اختیار نیازمندان قرار میدهد .

5-     تحقیقات در زمینه رفاه اجتماعی که خدمات حرفه ای خود را بر استفاده در طرح های اجرایی خدمات اجتماعی از طریق تهیه و اجرای طرح های تحقیقاتی ارائه می نماید .

6-     اقدام اجتماعی ، که خدمات حرفه ای را با استفاده از قوانین و امکانات موجود و یا از طریق گذراندن قوانین جدید و ایجاد امکانات به طبقات نیازمند و کل جامعه ارائه می نماید .

ضمنا" خدمات مددکاری در مناطق سیل زده ، زلزله زده ، جنگزده ، و یا مناطق و محل هایی که برخی از بیماریهای واگیر دار مثل و با شیوع پیدا کرده است و یا خدمت در شهرک جذامیان را نیز جزو روش اقدام اجتماعی می دانند .

در اکثر منابع مددکاری اجتماعی ، معمولا" روش های اول تا سوم را روش های مستقیم و روش های چهارم تا ششم را روش های غیر مستقیم می نامند . (آقايي، 1383، ص 37)

موسسه محل کار مدد کاری اجتماعی

 محل کار مددکار که شامل بیمارستان ، مدرسه ، دانشگاه ، کارخانه ، مجتمع های خدمات  توانبخشی و حمایتی ، ندامتگاه ، داد سرا و دادگستری ، مراکز باز پرروری معتادین و بازسازی آسیب دیدگان از مسائل اجتماعی ، مراکز درمان و مشاوره روانی ، روستا ، مکانهایی که برای زندگی دسته جمعی اختصاص دارد مثل ارتش ، شبانه روزیها ، و کانونهای کار آموزی و غیره می شود ، معمولا" دارای اطاق و امکاناتی است که مدد کار اجتماعی می تواند با مراجعین در شرایط امن و بدون دغدغه وجود موانع مختلف صحبت کند . در موسسه محل کار ، تماس مستقیم و چهره به چهره با مدد جو برقرار می شود ودر عین حال موسسه  مورد مراجعه اعضای خانواده مددجود وافراد موثر در زندگی وی قرار می گیرد

فرق مددکار اجتماعی با سایر درمانگرها نظیر روانشناس و مشاور خانواده ، در جریان مشکل گشایی چیست ؟

مددکار اجتماعی برای شناخت مددجو ومشکل وی از کار ابزارهای خود یعنی مشاهده ، مصاحبه ، مطالعه ، ومکاشفه ، نه تنها در موسسه محل کار خود بلکه در محل زندگی مددجو ، محل کار مددجو ، موسسات ، محل ها و افرادی که به نحوی با مشکل مددجو مرتبط و یا سر و کار دارند استفاده می کند اما یک روانشناس  ،یا یک مشاور خانواده فقط در موسسه محل کار خود به بیان دقیق تر در اتاق مصاحبه به حل وفصل مشکل مراجعیه می پردازد ، خلاصه آنکه مددکار اجتماعی تنها درمانگری که جریان مشکل گشایی به دنبل مشکل مددجود حرکت می کند به عبارت دیگر ویژگی منحصر به فرد حرفه ی مددکاری اجتماعی در این است که مدد کار اجتماعی به دلبل مشکل مددجو وحل مشکل او و قادر سازی وی به طور مستمر پی گیر کار اوست . شایان ذکر است روانشناسان و مشاوره ها برای شناخت از امر مراجعین خود اقدام به انجام آزمون های روانی مختلف و یا تست های گوناگون روانشناختی می نمود اما یک مددکار اجتماعی با برخورد داری از بینش حرفه ای که متاخر از بینش های جامعه شناختی ، مردم شناختی و روانشناختی نسبت به شناخت مددجویان و مشکلات آنها و به طبع برای چاره جویی برای  حل مشکلات مددجویان با مشارکت آنها اقدام می نماید .( (كريمي، 1385، ص 91)

روش تحلیل مسئله اجتماعی ، یا تشخیص مشکل وبرنامه ریزی .

مسئله ی اجتماعی اعم از اینکه مربوط به یک فرد یا یک گروه و یا یک جامعه باشد ، دارای سه خاصیت اساسی است :

اول : رابطه ی علت و معلولی در مسئله اجتماعی

دوم : کیفیت بروز مسئله اجتماعی

سوم : نمود مسئله ی اجتماعی

1-     یک مسئله اجتماعی از نظر رابطه علت و معلولی ، همیشه از یک سلسله علل وابسته به یکدیگر به وجود می آید در حالی که خود این مسئله نیز علت دیگر مسائل است .

بنابراین ، برای یک مشکل اجتماعی نمی توان تنها یک علت را در نظر گرفت ،  بلکه علل متعددی دست در دست هم میدهند تا مشکلی را با خصوصیات ویژه ای را بوجود می آورند ، البته این مشکل هم خود همراه دیگر علتها موجب مسائل دیگری می شود ، به این ترتیب  این سلسله به هم پیوسته به صورت یک زنجیره ، دایره ، معیوبی را می سازد ، مثلا" مشکل غیبتهای مکرر دانش آموز را می توان به علت فقر مادی خانواده ،اختلاف والدین ، نداشتن مسکن مناسب ، عدم امکان درس خواندن در خانه ، عدم امکانات تربیتی مناسب در منزل و دهها مورد دیگر دانست . این غیبتها خود موجب عقب افتادگی درسی ، جدایی ازهم کلاسی ها و دروغ گفتن به خانواده می شود و نتیجه بعدی به آن هم مردود شدن و بالاخره مسائلی ازاین قبیل است .اگر هر کدام از این مشکلات را در یک حلقه  از زنجیر فرض کنیم ، نه تنها دانه های آن یکی پس از دیگری به هم وصل است ، بلکه دانه ، آخر آن به دانه اول قلاب می شود و هر کدام از مشکلات مدد جو بین مشکلات دیگراو قرار می گیرد.

2-     بیکاری+ اختلاف زناشویی + مشکلات اقتصادی+ ناتوانی افسردگی ¬ گرایش اعتیاد

3-     گرایش به اعتیاد¬طلاق

3-طلاق + شدت اعتیاد + طرد خانواده واطرافیان  ¬ کارتن خوابی+ سرقت ودزدی

2- هر مسئله اجتماعی که بروز کند و یا برای مددجویی مطرح می شود ، ظاهرا" یک زمان بروز دارد  افراد عادی تصور می کنند که این مشکل در همان زمان بروز بوجود آمده است ولی برای افراد حرفه ای بروز هر حادثه یا بوجود آمدن هر مسئله اجتماعی ، نتیجه تجمع و رشد عوامل تشکیل دهنده آن مشکل است که قسمتی از آن در این زمان بروز نموده است . به عبارت دیگر آنچه در زمان خاصی به صورت یک مسئله اجتماعی بروز می کند نتیجه  تجمع و رشد عوامل تشکیل دهنده آن در مدت طولانی است .

3- یکی دیگر از خصوصیات مسئله اجتماعی ، مخفی بودن قسمت اعظم آن است

افراد عادی وقتی به مسئله اجتماعی نظر می کنند ، نه تنها متوجه بخشی از آنها می شوند که به چشم می آید یعنی بخشی که شامل معلول ها می شود و نه تنها علت ها ، اما مسائل مهمتر که بخش اصلی به حساب می آنید و علتهای مسئله را در خود دارد ، از چشم بیننده ی عادی مخفی می ماند وآنها را فقط دید حرفه ای تشخیص می دهد .(3) (كريمي، 1384، ص 117)

معلولین اجتماعی به چه کسانی اطلاق می گردد ؟

معلولین اجتماعی به افرادی اطلاق می گردد که در نتیجه ی نابسامانیهای اجتماعی اقتصادی ، ناهنجاریهای فرهنگی تربیتی و وضع نامساعد خانوادگی دچار انواع انحرافات رفتاری واخلاقی شده باشند .

همچنان که از تعریف مذکور بر می آید ، معلولین اجتماعی بر حسب عامل « انحراف » تعریف می شوند .

مهمترین گروههای معلولین اجتماعی

مهمترین وشایع ترین گروههای اجتماعی عبارتند از :

1-     کودکان آسیب دیده شامل کودکان بی سرپرست با تاکید بر پدیده ی بی سرپرستی کودکان خیابانی ، کودکان فراری با تاکید بر پدیده ی فرار دختران ازخانه وکودکان بزهکار

2-     معتادین

3-     محکومین دراز مدت زندان ها

4-     متکدیان

5-     روسپیان(زنان ویژه )

برای نمونه کودکان خیابانی و معتادین بحث می شود :

تعریف کودکان خیابانی

یکی ازمشکلات جدی برا ارائه تعریف نسبتا" جامع از پدیده ی کودکان خیابانی در ایران ، فقدان اجماع   در ارائه تعریف واحد از این پدیده و مفاهیم مرتبط با آن عنوان شده است . اما به طور کلی تعاریف مختلفی دارای سه جزء مشترک می باشند :

1-     این کودکان وقت زیادی را در خیابان زندگی یا سپری می کنند ؛

2-     خیابان منبع معاش کودکان است

3-     از آنها به طور شایسته و مطلوب توسط بزرگسالان نگهداری نمی شود  (كريمي، 1382، ص 296)

اقدامات موثر در پیشگیری از بروز پدیده ی کودکان خیابانی :

الف پیشگیری اولیه

1-      اتخاذ به سیاست هایی که منجر به کاهش فقر ، تامین عدالت اجتماعی ، تامین رفاه اجتماعی در جامعه می گردد .

2-      تدوین قوانین مناسب جهت حمایت از حقوق کودکان

3-      گسترش چتر آموزش کودکان در مناطق محروم و ایجاد زمینه های مناسب برای ادامه تحصیل کودکان شاغل

ب ) پیشگیری ثانویه :

1-  تعیین پذیرش مسئولیت قانونی کودکان خیابانی توسط یکی ازسازمان های دولتی مربوطه از طرف شورای اجتماعی کشور

2- شناسایی کودکان خیابانی با بررسی مدارک و شناسنامه های آنها برای تکنیک آنان از نظر داشتن خانواده وسایر مشخصات (سن ، جنس ، تحصیلات )

3- ایجاد پناهگاه هایی برای آنان (کودکان )که بنا به عللی مانند مهاجرت ، نداشتن سرپناه ، وضعیت نامساعد مسکن وغیره شبها را در خیابان سپری می کنند .

4- ارائه خدمات بهداشتی و  آموزشی به کودکان در این پناهگاهها .

5- ارائه کمک های مالی وخدمات اجتماعی حمایتی به خانواده ی این کودکان

6- به کار گماردن آن گروه از کودکان خیابانی که بیش از 15 سال دارند و یا حتی کمتر با رعایت شرایط کار کودکان و نظارت مداوم بر ان.

روش های متفاوتی در زمینه مقابله با پدیده  کودکان کار و خیابان وجود دارد که می توان آنها را در دو دسته طبقه بندی کرد : پیشگیری و درمان یکی از راههای مهم در زمینه مقابله با پدیده  کودکان کار و خیابان پیشگیری از این پدیده در وهله اول است ، لازم است که حمایت مناسب از کودکان وخانواده هایشان بشود .و مطالعات انجام شده در کشور برزیل در زمینه کودکان خیابانی نشان داده شده است که کودکانی که در فقر مطلق به سر می برند ، بیشترین  احتمال را برای تبدیل شدن به کودکان خیابانی دارند ،به همین دلیل لازم است که تا با کمک و حمایت از کودک و خانواده ی وی و تامین زمینه های معاش مناسب برای آنها ازکار کودکان حتی المقدر جلوگیری شود . باید روش هایی دنبال شود که اتکای خانواده به کار کودک کم شود . ازجمله این روشها برنامه هایی برای عرضه خدمات مالی نظیر وام به خانواده های چنین کودکانی است تا بتوانند با استفاده از این وام ها یک کار در آمد زا را آغاز کنند ، همچنین برنامه های آموزشی برای ارتقای سطح دانش ومهارتهای حرفه ای این خانواده ها می تواند موثر باشد . دیگر را هکار ، درمانی می باشد که می تواند آن را در سه گروه طبقه بندی کرد:  اصلاحی ، باز پرورری ، امدادی ، در دو راهکار اول کودکان خیابانی به عنوان مزاحمان اجتماعی نگریسته می شوند که باید از خیابان جمع آوری شوند . و دور از اتکای عمومی ودر نهادها ومراکز و اردوگاهها نگهداری شوند ، و به همین دلیل است که این گروه با نام راهکارهای نهادی هم شناخته می شوند.

در راه کارامدادی تاکید بر رفتن بیرونیها به خیابان و محل کار کودکان ، و احترام به استقلال و گوش دادن به آراء آنها می باشد . در این راهکار توجه خاصی به توانمندی سازی کودکان شده است . در این راهکار سه اصل رعایت می شود : 1- گوش دادن 2- توجه کردن 3- احترام گذاشتن این راهکار که عمدتا" از آمریکای لاتین نشات گرفته است برمبنای زیر استوار شده است .

آموزشگران خیابانی به خیابان و میان کودکان می روند و با آنها دوست می شوند ، آنها در خیابان با کودکان خدماتی نظیر کمک های اولیه وبهداشتنی ارائه می کنند . این پروژه ها با تعداد زیادی از کودکان خیابانی کار می کنند به این جهت این راهکار با عنوان غیر نهادی نام گذاری شده است . زیرا آنها خود را از مراکز سنتی نظیر اردوگاهها و پرورشگاهها متمایز می دانند و به آراء و عقاید کودکان احترام می گذارند . (معظي، 1383، ص 23)

براساس آنچه گفته شد اخیرا" سازمان های خدمات رسان به اقدامات (خدمات رسانی در خیابان ها ) در حال افزایش است . این نوع اقدامات هم از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه بوده است . ازجمله این اقدامات راه اندازی «تیم های مددکاران خیابانی » و گسترش دادن خدمات به سطح خیابان هاست . در این روش مددکاران با آن دسته از کودکان خیابانی که هم اکنون در سطح خیابان ها هستند تماس برقرار می نمایند ، بدون آنکه جهت هدایت آنها به مراکز و موسسات تلاش کنند . در این صورت سازمان ها قادر خواهند بود خدمات زیادی به کودکان خیابانی ارائه نموده از در غلطیدن آنها به دامان بسیاری از آسیب های اجتماعی جلوگیری نمایند . این کار باعث می شود علی رغم محدودیت امکانات ، بودجه و نیروی انسانی جمعیت تحت پوشش گسترش چشمگیری پیدا کند . از جمله خدماتی که می توان ارائه نمود عبارتند از :

خدمات پزشکی ، کاریابی ، مشاوره (حقوقی و روانشناختی ) در اختیار گذاشتن ابزار کار ، آشنا ساختن کودکان خیابانی با سازمان هایی را که می توانند به نوعی به وی خدمت کنند ، سرکشی مداوم وحمایت های مختلف نام برد  (صالحي، 1383، ص 37)

 

 

معتاد کیست

ازنظر سازمان بهداشت جهانی (W.H.O) : « قربانی هرنوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر ، معتاد شناخته می شود .»

اصولا" معتاد به کسی اطلاق می گردد که به یکی از مواد افیونی اعتیاد زا وابستگی شیمیایی و رفتاری پیدا کرده به طوری که در صورت قطع این عمل ، با مشکلات جسمی ، روانی ، رفتاری روبه رو می گردد .( 306)

نقش مددکار اجتماعی در زمینه ی باز پروری معتادین :

یک مدد کار اجتماعی در زمینه اعتیاد می تواند نقش بسیاری در باز پروری معتادین به ویژه زمینه پیشگیری از اعتیاد مجدد را داشته باشد ، مددکار اجتماعی در درجه اول سعی می کند با استفاده از کار ابزارهای مددکاری (مشاهده ، مصاحبه ، مطالعه ) و مهارت های حرفه ای خاص خود ، گذشته و حال فرد معتاد را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار دهد و بداند که آیا ویژگی های روانی ، شخصیتی و رفتار فرد معتاد ، صرفا" ناشی از اعتیاد وی است یا آنکه او قبل از اعتیاد این حالات را داشته و در اثر اعتیاد ایجاد شده است تا بدین ترتیب قادر به شناخت مشکلات قبل و بعد از اعتیاد و همچنین پیوستگی آن دو به یکدیگر بشود . مددکار اجتماعی پس از شناخت و ارزیابی دقیق ، با کمک دیگر اعضای تیم درمان سعی می کند طرح و نقشه ای انتخاب کند که بتواند در بهبود فرد معتاد موثر باشد .

در این مرحله مددکار اجتماعی سعی می کند در فرد ایجاد حس تعهد و مسئولیت ، خود سازی و مشارکت فعال برای بهبود سرنوشت خود نموده و در وی ایجاد اعتماد به نفس و اراده نموده ، همچنین او را با امکانات خلاق و سازنده اش آشنا ساخته و برخورد تصمیم گیری و خود یاری در وی  تاکید کند .

در ضمن مددکار اجتماعی به خانواده معتاد نیز کمک می کند که با وی روابطی سالم و سازنده تر داشته باشد تا امکانات بهبودی او را فراهم سازند . در صورت امکان برخی از عوامل محیط اجتماعی فرد که وی را در مقابل اعتیاد آسیب پذیر می سازد نیز باید تغییر داده شود  (كريمي، 1382، ص 318)

نقش مددکار اجتماعی در مراحل توانبخشی روانی

مددکار اجتماعی به عنوان یکی از اعضای تیم توانبخشی روانی نقش به سزایی در درمان و باز توانی بیماران دارد . فعالیت مددکار اجتماعی در چار چوب اهداف تیمی در مرکز درمانی 4 مرحله انجام می گیرد که به ترتیب عبارتند از : ارزیابی ، درمان ، آمادگی برای بازگشت به خانواده و جامعه و پیگیری می باشد .

1-     مرحله ارزیابی

این مرحله از زمانی که بیمار در مرکز درمانی بستری و تحت درمان قرار می گیرد اتخاذ می گردد .مدد کار اجتماعی در این مرحله با استفاده از کار ابزارهای مشاهده و مصاحبه با بیمار و اعضای خانواده اش و مطالعه پرونده و اسناد بیماری (چنانچه بیمار دارای سوابق درمانی باشد ) باید پی ببرد :

بیمار کیست و چه بیماری دارد ؟ خانواده ی بیمار کیست ؟ ازچه پایگاه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برخوردار است ؟آیا سابقه بیماری در خانواده وجود داشته یا خیر ؟ علل و ریشه ی بیماری در چیست ؟ و... این دانسته ها به مدد کار اجتماعی و دیگر اعضای تیم توانبخشی روانی کمک می کند تا تصویر روشن و واضحی از بیمار وخانواده وی داشته باشند که در فهم و درک موقعیت بیمار و خانواده اش بسیار حائز اهمیت است .

2-     مرحله درمان

در این مرحله فعالیت مددکار به صورت تیمی می باشد و در این راستا روانپزشک ، روانشناس بالینی و پرستار برنامه ای مدون و منظم را اجرا می نمایند .اولین گام در این تیم که در درمان بیمار بسیار مهم است ، طبقه بندی بیمار است ، بیمار باید در بخشی که مناسب وی باشد ، بستری گردد . فعالیت مددکاری در این مرحله بیشتر به صورت گروهی می باشد تا فردی . بدین معنی که با توجه به جنس ، سن ، علایق ، و سایر عواملی که در این زمینه موثر می باشد ، بیمار روانی را در گروههای مختلف قرار داده و کار گروهی با آنان انجام می دهند ، مددکاری گروهی نگرشی آگاهانه و هدایت شده به طرف توسعه حداکثر توانایی فرد است . در عین حال فرد از طریق گروه می آموزد چه موقع باید در گروه مشارکت کند و چه موقع باید کناره گیری کند ، به طور کلی مددکاراجتماعی در مرحله ی درمان رابطی است بین تیم درمانی و خانواده ی بیمار که در جهت اطلاع از وضعیت درمان و چگونگی سیر آن ، خانواده ی بیمار را در جریان درمان بیمارشان قرار می دهد ، تا زمینه ی بازگشت به خانواده اش آماده  گردد .

3-     مرحله بازگشت به خانواده

مددکار اجتماعی در این مرحله ، ضمن آماده کردن بیمار برای بازگشت به خانواده و شروع زندگی اجتماعی به اعضای خانواده نیز این آموزش را می دهد که چگونه با بیمار روانی برخورد نمایند ، افراد خانواده باید درک کنند که او یک بیمار است .و نباید مورد آزار و بی احترامی قرار بگیرد ، علاوه بر اینها ، خانواده ی بیمار باید توجیه شوند که نسبت به رعایت مصرف به موقع و به اندازه ی داروهای تجویز شده از سوی پزشک معالج و نیز پیگیری درمان در زمان های تعیین شده هیچ گونه بی توجهی و قصور نشود .

4-     مرحله پیگیری

مددکار اجتماعی در این مرحله با استفاده از بازدید منزل به موقع نسبت به اطلاع از موقعیت بیمار و خانواده اش ، پس از ترخیص از بیمارستان آگاهی می یابد ، علاوه براین نسبت به حمایت مادی و معنوی و مادی از این بیماران و خانواده ی آنان اقدام می نماید ، زیرا بعضی از این بیماران قادر به انجام کار نیستند و منبع در آمدی نیز ندارند و می بایست تحت پوشش موسسات حمایتی قرار گیرند ، حمایت مادی و معنوی مددکار اجتماعی از خانواده ی بیمار این امکان را به خانواده می دهد که در امر مراقبت از بیمار خود غفلت و سهل انگاری نکند (كريمي، 1382، ص 77)

نقش های مورد انتظار  از مددکاری اجتماعی درکار با فرد :

در روش کار فردی از مددکار انتظار می رود که با برقراری رابطه حرفه ای و خود آگاهی از نقش خود در کار و تغور شخصیت ومنش آنان عمل کند و از دخالت احساسات شخصی در کار فردی حذر نماید و همواره این بینش را داشته باشد که مددجوی او در موقعیت دشواری قرار گرفته است که اگر چه ممکن است در قیاس با مشکلات دیگر مددجویان احتمالا" چندان سخت نباشد . ولی در هر حال موجب تنگنا و  برای وی شده است و ضرورت خواهد داشت با بررسی همه جانبه مددجو و مشکل ، حداکثر درک و فهم را از آنچه فعلا" مددجو از آن رنج می برد کسب نماید .

نقش مددکار نقشی است که در قالب حمایت کننده ، راهنما ، آگاهی دادن ، مشوق ، آموزش دهنده ، ارجاع کننده ، تشخیص دهنده و همچنین فراهم سازنده شرایطی که مددجویان بتوانند نسبت به توانایی و استعدادهای بالقوه خود شناسایی و آگاهی پیدا کنند و در نتیجه در قبال مشکلات از آنها به نفع خود بهره گرفته و احساس خود رهبری و شایستگی و کفایت نمایند .

نقش عمده مورد انتظار از مددکار اجتماعی در این روش که در عین حال در سایر روشها نیز مطرح می شود این است که مددکار می باید توانایی دل دادن و دل کندن را پیداکند .

به این معنی که بتواند به موقع با مشکل برخورد کند و  این برخورد جدی و عمیق باشد و در مقابل بتواند به موقع خود را از آن جدا سازد و اشتغال خاطر او به مشکلات مددجویان حالت کسی را داشته باشد که می باید از رود خانه ای خروشان بگذرد که ناگزیر است در آن وارد شده و با شنا و با  سلامت از آن خارج شود و چنانچه اسیر امواج و تلاطم رود گردد در آن غرق می شود مصداق مددکاری خواهد بود که مشکلات مددجویان را با خود یدک می کشد و قادر به تفکیک نقشها نخواهد بود و اینجاست که باید نقش های محول و محقق را تمیز دهند و در برابر مشکل مددجو هر چند ساده ، بی تفاوت و بی اعتنا یا کم اعتنا نباشد وهمچنین بهایی را که برای مشکل قائل می شود آنچنان نا متناسب نباشد ، که باعث غرق شدن در مشکل شده وا و را سردرگم و درمانده نماید به نحوی که به جای کمک به مدد جود قصد حل وفصل آن  را داشته باشد و موضع گیری او به نحوی شود که روی یک مورد تمام توان و وقت خود را مصرف کرده و قادر به رسیدگی به سایر مددجویان و انجام وظایف محوله نباشد . تعبیر دیگری که از دل دادن و دل کندن می توان داشت ، این است که مددکار به موقع و مناسب به جریان مشکل گشایی دل خواهد داد ولی گاهی اتفاق می افتد که علی رغم تمام فعالیت ها واقداماتی که برای حل مشکل می شود ، فرجام کار مطلوب و دلخواه نیست .

چرا که بعضی از مشکلات مددجویان حداقل برای مدتی لاینحل باقی می مانند و یا دخالت عوامل و پارامتر های غیر قابل کنترل و یا غیر قابل پیش بینی در مسائل موجب ناکام ماندن اقدامات مددکاری می شود و در اینجاست که بصیرت کافی برای دل کندن به نحوی که مددکار اجتماعی خود آسیب ندیده و دچار یاس و نوامید نشود ، ضرورت خواهد داشت ، به عنوان مثال می توان از مسائلی نام برد که بین آرمان های مددکار اجتماعی برای حل مشکل مددجو با قوانین موجود ، همخوانی وجود ندارد وجوانی که مرتکب بزهی شده از دید قوانین و قضاوت می باید به زندان برود ولی مددکار اجتماعی محیط زندان و هم بندی مددجوی خود را با سایر زندانیان برای او آسیب رسان می داند و حکم صادره هم لازم الاجرا است ،حتی اگر در اثر مساعی مددکار و تماس با قضاوت عوامل مخفغه جرم در نظر گرفته شده باشد ، به هرحال نتیجه بازداشت مددجو است ، در یک چنین حالتی مددکار اجتماعی باید بتواند به شکل معقول و منطقی از مسائل پیش آمد دل کند و خود را آماده برای پی گیری فعالیت ها پس از پایان دوران حکومت مددجو بنماید. (كريمي و آقايي، 1383، ص 13)

پیشگیری از آسیب اجتماعی

برای پیشگیری از آسیب اجتماعی ، سه سطح می توان در نظر گرفت ، پیشگری سطح اول درسطح جامعه عمل می نماید و شامل آموزش مهارت های زندگی برای کل افراد جامعه بویژه کودکان ونوجوانان است .پیشگیری سطح دوم شامل تشخیص زود رس آسیب های اجتماعی همراه با اقدامات هماهنگ اجتماعی می باشد . پیشگیری سطح سوم در پی جلو گیری از شدت یافتن آسیب های اجتماعی و کاستن از تنش های آن در خانواده و جامعه فعالیت می نماید .

نظر به اینکه در مورد هر آسیب اجتماعی در این قسمت به پیشگیری درسطح اول یعنی آموزش مهارتهای زندگی که از اهمیت خاصی برخوردار است می پردازیم .

آموزش مهارت زندگی

نگاهی به تاریخچه آموزش مهارتهای زندگی نشان می دهد که از سال 1960 به بعد یعنی درست پس از فراغت از جنگ جهانی و بروز آثار روانی اجتماعی جنگ ها ، آموزش هایی از این دست آغاز شده است . نخستین کشوری که به آموزش مهارت زندگی اقوام محلی در سطح اجتماع و مدرسه اقدام کرد ، ایالات متحده و پس از آن کشور انگلستان بود . این کشورها و دیگرکشورهایی که به گروه آموزش دهندگان مهارت های زندگی پیوستند ، چنان برضرورت فراگیر شده این مهارتها تاکید ورزیدند که به ناچار بهداشت جهانی  آموزش مهارتهای زندگی را جزء طرح های آموزشی بنیادی خود قرار داد ، این سازمان در سال 1997 اقدام به انتشار دستورالعملی تحت عنوان « آموزش مهارتهای زندگی برای کودکان و نوجوانان در مدارس » نمود که اینک ضمن ارائه تعریفی از مهارتهای زندگی به محور های آن به طور خلاصه اشاره می گردد.

مهارتهای زندگی

مهارتهای زندگی ، توانایی هایی است برای رفتار مثبت و سازگار که افراد را قادر می سازد که با نیازها وچالش های زندگی روز مره به طور موثر برخورد کنند .

1-     تصمیم گیری

به ما کمک می کند که به طور سازنده و مفید به تصمیمات زندگی خود بپردازیم .

2-     حل مساله

ما را قادر می سازد که به طور سازنده و مفید با مسائل (مشکلات زندگی خود ) برخورد کنیم ، مسائلی که حل نشده رها گشته اند ، می توانند عامل فشارهای روحی شوند و آسیب های فیزیکی توام با آن را پیش آورند .

3- تفکر خلاق

با قادر ساختن ما به کشف جایگزین های موجود و در دسترس و همچنین پیامدهای اعمال یا ترک اعمال مان ، هم به تصمیم گیری و هم به حل مساله کمک می کند .

تفکرخلاق به ما کمک می کند به فراسوی تجربیات بی واسطه خود بنگریم و حتی اگر هیچ مشکلی نداشته باشیم ویا تصمیم گیری در پیش نباشد و بتوانیم سازگارانه همراه با انعطاف به وضعیت های زندگی روز مره خود عکس العمل نشان دهیم .

 

 

 

4-تفکر انتقادی

توانایی تحلیل اطلاعات و تجربیان با یک روش عینی است .روش انتقادی می تواند از طریق کمک به ما ، در تشخیص و ارزیابی عواملی که بر نگرش ها و رفتارمان تاثیر دارند از قبیل ارزش ها ، فشار همسالان ورسانه های جمعی ، در سلامت ما موثر باشند .

5-ارتباطات موثر

یعنی اینکه ما بتوانیم خود را بشناسیم (عرضه کنیم ) هم به طور کلامی وهم غیر کلامی به طریقی که برای فرهنگ و موقعیت ما مناسب باشد . توانایی اینکه بتوانیم عقاید وآرزوهای خود وهمچنین ضرورتها و نگرانی های خود را بیان کنیم .علاوه بر این ارتباطات موثر به معنی در خواست مشاوره و کمک از دیگران به هنگام نیاز می باشد .

6-روابط بین فردی

به ما در برقراری ارتباط به طریق  مثبت با افرادی که با آنان تعامل داریم کمک می کند . این می تواند به مفهوم توانایی برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باشد چیزی که برای رفاه ما بسیار مهم است همچنین می تواند به معنی حفظ روباط خوب با اعضای خانواده باشد .آنهایی که یک منبع مهم حمایت اجتماعی هستند . همچنان که می تواند به معنای پایان دادن به روابط به طور سازنده ومفید باشد .

7-آگاهی از خویشتن (بصیرت نسبت به خویشتن )

بازشناسی ما از خودمان ، ازشخصیت مان ، نقاط قوت و ضعفامان ، آرزوها و امیال ، بیزاری ها نفرتها مان را شامل می باشد ، بسط آگاهی از خویشتن به هنگامی که تحت فشار هستیم و یا احساس می کنیم تحت فشار قرارداریم به ما در بازشناسی و توجه به موضوع کمک می کند . همچنین آگاهی از خویشتن غالبا پیش شرطی است برای ارتباطات و روابط بین فردی موثر ونیز برای بسط همدلی با دیگران

8-همدلی

قدرت تصور این که چه شکلی از زندگی مناسب وشایسته ی افراد دیگر است حتی در وضعیتی که ممکن است برای ما مانوس نباشد ، همدلی به درک و پذیرش دیگران که ممکن است با ما بسیار متفاوت باشند کمک می کند ، چیزی که می تواند تعاملات اجتماعی ما را اصلاح کند وارتقا دهد .

9-کنار آمدن با هیجانات

مستلزم بازشناسی هیجانات در خودمان و دیگران است ، آگاه بودن از چگونگی تاثیر هیجانات بر رفتار و توانا بودن به پاسخ به هیجانات به طور مقتضی و مناسب. هیجان های شدید مانند خشم و سوگ در صورتی که ما نتوانیم به طور مقتضی ومناسب واکنش نشان  دهیم می تواند آثارمنفی در سلامتمان داشته باشد .

10-کنار آمدن با استرس

در خصوص باز شناسی عوامل و منابع استرس در زندگی خودمان است ، شناخت چگونگی این تاثیرات بر ما و عمل کردن به روش هایی که در کنترل سطح استرس کمک می کند. این می تواند بدان مفهوم باشد که ما برای کاهش عوامل استرس زا اقدام کنیم ، برای مثال ایجاد تغییرات در محیط فیزیکی یا سبک زندگی خود همچنین گاهی می تواند به معنای آموختن آرامش باشد به طوری که تنش های ایجاد شده به وسیله استرس های اجتناب ناپذیر منجر به مشکلات برای سلامتی شود .(6) (كريمي، 1382، ص 330)

تحلیل محتوای حوادث کشور براساس مطبوعات روزنامه ی اطلاعات

روزنامه اطلاعات / دوشنبه / 17/7/85 صفحه حوادث

وزیر دادگستری : قضاوت مجرمانی را که پلیس دستگیر می کند به راحتی آزاد نمی کنند . سرویس حوادث : وزیر دادگستری تاکید دارد که هماهنگی بسیار خوبی بین دستگاه قضایی و نیروی انتظامی وجود دارد . جمال کریمی راد در گفتگو با سایت پلیس گفت : نیروی انتظامی براساس آیین قانون دادرسی به عنوان ضابط عام قوه قضاییه عمل می کند .

وی تصریح کرد که به همین دلیل ارتباط بسیار گسترده ای بین ناجا و قوه قضاییه از نظر عملی وقانونی وجود دارد .کریمی راد گفت : نیروی انتظامی در مجموع وظایف خود را به خوبی انجام داده است . و طرح های مشترکی بین بخش های مختلف دستگاه قضایی مثل داد سراها با ناجا صورت می گیرد .

سخنگوی قوه ی قضاییه با اشاره به طرح شکل گیری پلیس قضایی تاکید کرد : طرح اخیر و طرح های مشابه از همکاری و تعامل  به روز ، به هنگام و تنگاتنگ ناجا با قوه قضاییه است .

کریمی راد سپس در مورد برخی اظهار نظرها مبنی بر ناهماهنگی دستگاه قضایی و لیس توضیح داد : اینکه گفته می شود قضاوت مجرمانی را که پلیس دستگیری می کند به راحتی آزاد می کند صحیح نیست ، چرا که قاضی طبق قانون عمل می کند . و در مواردی که قرار صادر می شود ، فرد طبق قانون با سپردن کفیل  یا وثیقه آزاد می شود و پرونده خود به خود به مرحله ی دادرسی می رود .

وی تصریح کرد : به عمل و رفتار قضاوت نظارت بسیاری می شود تا مرز قانون رعایت شود واگر اشکالی در این مورد دیده می شود عمومیت ندارد .

روزنامه اطلاعات /چهار شنبه / 19/7/85 صفحه حوادث

اجرای طرح حمایتی از آسیب دیدگان اجتماعی در کلانتری ها

سرویس حوادث: مدیر کل مشاوره و مددکاری نیروی انتظامی از تشکیل تیم های مداخله در بحران در مواجهه با حوادثی نظیر گروگانگیری و اقدام به خود کشی تا دی ماه سال جاری خبر داد ،دکتر فردوس قماشچی در حاشیه ی همایش پلیس و پیشگیری انتظامی گفت : از چند سال گذشته ، رویکرد پلیس از انتظامی به اجتماعی تغییر یافته و ماموران به عنوان ضابط قضایی تنها منتظر وقوع جرم و برخورد انتظامی نمی مانند .وی افزود : با توجه به اینکه مجرمان تنها 3 درصد جامعه را تشکیل داده و 97% مردم افراد نرمال وقانونمندی هستند ، پلیس با شهروندان رابطه برقرار کرده و با تاسیس مراکز مشاوره و واحدهای مددکاری سعی در حل مشکلات و آسیب های اجتماعی داشته است .

دکتر قماشچی تصریح کرد : هم اکنون 15 مرکز مشاوره در تهران و 30 مرکز نیز در سطح شهرستان ها تاسیس شده ، ضمن این که 735 واحد مشاوره ومددکاری نیز در کلانتری های کشور مستقر شده و به طور رایگان در خصوص مسایل مختلف انتظامی ، اجتماعی ، فردی و خانوادگی مشاوره ارائه می دهند . وی خاطر نشان کرد : از ابتدای تاسیس اولین مرکز مشاوره تا کنون 600 هزار تن و تها در شش ماهه اول سال جاری ، 59 هزار و 900تن به این مراکز مراجعه کرده ودر حالی که 51% آنها را جوانان تشکیل می دادند ، مشکل 65تا 75 % آنها برطرف شده است .

مدیر کل مشاوره مددکاری نیروی انتظامی ، تصریح کرد : طرح تشکیل تیم های مداخله در بحران به تصویب رسید ه براساس آن ، افراد متخصص و ورزیده که آموزش های لازم را دیده اند در واقع اضطراری همچون گروگانگیری ، اقدام به خودکشی و تهدید به قتل به طور علمی و تخصصی وارد عمل می شوند .

وی خاطر نشان کرد : این تیم از ابتدای دی ماه سال جاری ، فعالیت خود را آغاز خواهند کرد دکتر قماشچی افزود: طرح حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی با هدف حمایت عاطفی واجتماعی از آسیب دیدگان که در پی وقوع برخی جرایم دچار آسیب شده و افرادی که شناخت کافی ازمراکز حمایتی ودرمانی ندارند ، به منظور دفاع از حقوق آنها ، از مرداد ماه سال جاری در سطح کلانتری های کشور به اجرا در آمده که بودجه مختصری نیز در این رابطه در اختیار مددکاران کلانتری ها قرار گرفته است . به گفته وی : طرح مشاوره جامعه نگر نیز در حال اجرا است که براساس آن ، مشاوران منتظر مراجعه افراد نمی مانند ، بلکه خود وارد اجتماع شده و از طریق ارتباط با مساجد ، مدارس و گروههای اجتماعی مشکلات جامعه را شناسایی و برای حل آنها راهکارهایی ارائه می کنند که نمود عینی آنها مشاوره های سیار در پارکها ، اماکن عمومی ومساجد است .(10)

روزنامه اطلاعات پنج شنبه / 20/7/85 صفحه حوادث

جرایم ، امنیتی ، کلاهبرداری ، جعل و سرقت مسلحانه مشمول عفو نمی شود .

سرویس خبر: مدیر کل نظارت و پیگیری قوه قضاییه ، گفت : جرایم امنیتی ، کلاهبرداری ، جعل و سرقت مسلحانه مشمول عفو نمی شود ، عبد الواحد شریفی افزود : محکومان سابقه دار وحرفه ای از پیشنهاد و اعمال ماده 14 ، رئیس قوه قضاییه مستثنی هستند . شریفی یادآورشد : در جرایم امنیتی ، کلاهبرداری ،جعل ، سرقت مسلحانه ویا سایر مواردی که با پیشنهاد و عفو امکان تجری و تکرار جرم فراهم می شود از پیشنهاد اعمال ماده ، 14 مستثنی بوده و هرگز در این موارد عفو صادر نخواهد شد .

وی یاد آور شد : پیشنهاد عفو در قالب اعمال ماده 14 از سوی قوه قضاییه به مقام معظم رهبری تقدیم می شود و مشمول محکومان غیر حرفه ای فاقد سابقه کیفریی یا فاقد سابقه مشابه در جرم ، خواهد بود. مدیر کل نظارت و پیگیری قوه قضاییه گفت : البته در مواردی که محکومت ، رد مال باشد یا شاکی خصوصی داشته باشد پذیرش تقاضای عفو این افراد منحط به ردمال واخذ رضایت خصوصی است .

شریفی افزود : برای اعمال ماده 14 در این اداره کل بررسی دقیق طی استعلام از میزان محکومیت ، سابقه کیفری ، میزان جزای نقدی ، میزان محکومیت طی شده از اداره ی اجرای احکام انجام می گیرد که طی این استعلام محکومان سابقه دار وحرفه ای از پیشنهاد عفو مستثنی می شوند .

وی تاکید کرد : اگر فردی دارای چند محکومیت مانند: حبس ، شلاق و جزای نقدی باشد ،سعی می شود با اجرای دو مجازات از سه مجازات ، یک مجازات مورد عفو قرار گیرد . اما همه ی مجازات ها مشمول عقد قرار نمی گیرد .

شریفی گفت : در پیشنهاد عفو عموما" به وضعیت اجتماعی ، روانی افراد و آثار آن در محل وقوع جرم توجه خواهد شد .

وی درباره شمار افرادی که از ابتدای دیدار مردمی .اول آذر ماه 82 تا 31 شهریور مشمول عفو قرار گرفته اند ، گفت : تا کنون در قالب اعمال ماده 14 ، پیشنهاد عفو 3 هزار و 877 نفر محکوم صادر شده است و در این آمار محکومان مواد مخدر وجود ندارند .

چکیده

«مسایل جامعه ای » ناظر بر وضعیت و شرایطی است که به اعتقاد اکثریت افراد جامعه ، شرایط مزبور کیفیت زندگی افراد و گروههای اجتماعی را مختل می کند و ارزش های عام را به خطر می اندازد از این رو افراد و گروههای اجتماعی به این باور می رسند که برای تغییر شرایط باید به اقدامی اجتماعی دست زنند ودرواقع یکی از الگوهای مددکاری اجتماعی مغفول ماند ، محقق یابد .

انحراف چیست ومنحرف کیست ؟

« انحراف رفتاری است که برای گروه ، مساله یا تعارضی بوجود می آورد که باید حل شود ،مثل الکلیسم ، اعتیاد، ولگردی ، روسپیگری و خود کشی که در واقع جملگی انحراف محسوب می شوند .»

منحرف کسی است که رفتارش در یک برهه زمانی ، نا به هنجار باشد ، منحرف یا کجرو ( کژرو ) شناخته می شود .

رویکرد های مربوط به تبیین کجروی های اجتماعی :

با توجه به اشکال مختلف کجرویها و هم از نظر نوع هنجاری که از آن تخلف می شود و هم از نظر راههای کجروی ، هیچ رویکردی قادر نیست پاسخگوی تبیین همه ی کجروی ها باشد ، رویکرد هایی که بحث شده اند چنینند : رویکردهای زیست شناختی ، رفتار شناسی حیوانی ، روانشناختی ، روانکاوی روانشناختی اجتماعی ، جامعه شناختی که ما فقط به رویکرد های روانشناختی ، روانکاوی و جامعه شناسی پرداختیم .

راهکارهای جامعه شناسان برای جلوگیری ازکجروی :

تشویق همنوایی است که می توان آن را از دو طریق اجرا نمود : 1- حذف هنجارهایی که مستمرا" شکسته می شود . بدینوسیله دیگر رفتارهای خاصی کجروی محسوب نخواهد شد . این امر به خصوص در جوامع درحال گذار به کرات دیده می شود .

2-از بین بردن علل کجروی از طریق آسانتر کردن همنوایی و رنج آورتر نمودن تخلف .

تاریخچه پیداش مددکاری در جهان و ایران :

اواخر قرن 19 به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم با رشد نهضت های مربوط به اصلاحات اجتماعی و توسعه سازمان های خیریه با استفاده از علوم روانشناسی » جامعه شناسی و براساس اصول حرفه ای ، روشی مدون برای آن بوجود آمد . در کشور ما ایران ، مددکاری اجتماعی جدید با ایجاد آموزشگاه های عالی خدمات اجتماعی درسال 1337 در تهران آغاز شد .

تعریف مددکاری اجتماعی : « مددکاری اجتماعی خدمتی حرفه ای است که بر پایه دانش و مهارتهای خاص قرار گرفته است . هدف آن کمک به افراد گروهها و یا جامعه است .تا بتوانند استقلال شخصی ، اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی به دست آورند .»

مددکار اجتماعی : به فردی اطلاق می شود که با بهره گیری از مهارتها و تعالیم حرفه ای همچنین منابع موجود در جامعه تلاش می کند استقلال شخصی و تعادل گروهی و اجتماعی مددجویان را فراهم کرد در توصیف این حرفه از واژه ی مهندس اجتماعی استفاده می شود که محدوده ی وسیعی دارد .

مددجو:مددجو را در مددکاری فردی شامل شخص وخانواده ی او می شود که در شرایط نامناسبی قرار گرفته وبدون دخالت مددکار اجتماعی قادر به حل و فصل مشکل خود نمی باشد .

گروههای آسیب پذیر عبارتند از : نوجوانان ، کودکان ، معلولین جسمی ، که چهار گروه را شامل می شود .معلولین اجتماعی مثل بزهکاران ، متکدیان ، فقرا ،  زندانیان ، معتادین و زنان ویژه و...

نقش مددکار نقشی است که در قالب حمایت کننده ، راهنما ،آگاهی دان ، مشوق ، آموزش دهنده ، ارجاع کننده ، تشخیص دهنده و همچنین فراهم سازنده شرایطی که مددجویان بتوانند نسبت به توانایی و استعدادهای خو آگاهی پیدا کرده و در نتیجه در قبال مشکلات آنرا به نفع خود بهره گرفته و احساس خود رهبری و شایستگی و کفایت نماید .

پیشگیری از آسیب های اجتماعی : برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی سه سطح را می توان در نظر گرفت. پیشگیری سطح اول در سطح جامعه عمل می نماید و شامل آموزش مهارت های زندگی برای کل افراد جامعه است . در سطح دوم شامل تشخیص زود رس آسیب های اجتماعی می باشد و در سطح سوم جلوگیری از شدت یافتن آسیب های اجتماعی و کاستن از تنش های آن در خانواده وجامعه فعالیت می نماید.

آموزش مهارت های زندگی شامل :تصمیم گیری ، حل مساله ، تفکر اخلاق، تفکر انتقادی ، ارتباطات موثر، روابط بین فردی ، آگاهی از خویشتن ، همدلی ، کنار آمدن با هیجانات ، کنار آمدن با استرس .

 

 

 

 


فهرست منابع وماخذ

در تهیه مطالب حاضر به این منابع مراجعه و نگاه شده است

  1. هاشمی طاری ، سید مرتضی ،جامعه شناسی انحرافات اجتماعی ، انتشارات دانشکده ، تهران ، مهرماه 85 و 84 ، ص1و2و3و5و11و61و68و72و91
  2. حمید رضا ، کریمی درمنی و سید سعید ، آقایی ، مددکاری اجتماعی کار با فرد (1) انتشارات دانشکده ، تهران سال 84 ص 1و4و5و13و21و42و61
  3. کریمی در منی ، حمید رضا ، مددکاری اجتماعی کار با فرد (2) انتشارات دانشکده ، تهران ، سال 84 و 85 ص 76و119
  4. آقایی ، سید سعید ، مبانی مددکاری اجتماعی ، انتشارات دانشکده ، تهران ، 83 ص 9و24و35
  5. معینی ، رضا ، به صورت زبان تخصصی مقدمه ای بر مددکاری اجتماعی معاصر ، انتشارتت دانشکده تهران ، 84 ص 3
  6. کریمی درمنی ،حمید رضا ، نوتوانی گروههای خاص ، انتشارات گسترده ، تهران 82 ص77 و 253و 270 و 279و290و294و296و306و318و330
  7. آقا بخشی ، حبیب ، مقاله همایش نقش مدد کاری اجتماعی در کنترل آسیب های اجتماعی : کودکان خیابانی و دختران فراری ، مسایل و آسیب های اجتماعی ، تهران  مهر ماه 83ص3
  8. صالحی ، جواد ، مقاله همایش نقش مددکاری اجتماعی در کنترل آسیب های اجتماعی : کودکان خیابانی و دختران فراری ، مددکاری خیابانی ، تهران مهرماه 83ص33
  9. معظی ، میترا ، مقاله همایش نقش مددکاری اجتماعی در کنترل آسیب های اجتماعی : کودکان کار وخیابان ، مروری بر راهکارها وتجارت جهانی ، تهران ، مهر ماه 83ص23
  10. روزنامه های اطلاعات در تاریخ :

           20/7/85 پنج شنبه

           19/7/85 چهار شنبه

          17/7/85 دوشنبه

 

 

+   دوشنبه چهاردهم اسفند 1385      |